ياسنت لويى رابينو ( مترجم : غلامعلى وحيد مازندرانى )

31

مازندران و استرآباد ( فارسى )

در مشرق استراباد اين شاهراه به صورت جادهء وسيعى در ميآيد كه گردنهء گرگان را كه در 50 ميلى جنوب دره واقع است ايجاد مىكند . ميگويند اين راه فعلا از جنگل غير قابل نفوذى پوشيده شده است و خرابه‌هاى دو مسافرخانهء مشهور به رباط عشق و رباط قرابل « 16 » فقط مانند وسيلهء مقايسه‌اى بين گذشته و حال باقى مانده است . اين راه از استرآباد به اشرف چنان بواسطهء غفلت و بىعلاقه‌گى ويران افتاده كه وسايل حمل‌ونقل معمولا از كنار جاده در ميان باتلاقهاى گود كه رويهمرفته از سنگ‌فرش خراب جاده و چاله‌هاى خطرناك آن بهتر است رفت‌وآمد مىكنند . از اشرف به سارى بيشتر قسمت راه كنونى در موازات همان جاده سنگ‌فرش شده است كه پر از چاله‌هاى عميق است و در بسيارى از نقاط آن تا يك متر گل هست ولى به آسانى بر اساس همين جاده قديمى راه خوبى ميتوان ساخت . از سارى به على آباد و از آنجا تا آمل آثار سنگفرش هنوز ديده مىشود . از آمل تا تميجان در رانكوه جاده سنگ‌فرش از ميان جنگل ميگذرد و شنيدم كه يك قسمت آن بين دانيال و پيشمبر در كلارستاق به طول تقريبا پنج فرسخ هنوز پابرجاست . از تميجان راه مزبور را از دامنهء تپه‌ها و از ميان ملاط عبور نموده تا لاهيجان و رشت و دشت مغان امتداد دارد آثار آن را فقط در گيلان در ملاط و در نزديكى كوراب گسكر ميتوان ديد و شايد سر راه از ريك در كرگان رود به اق اولر باشد و اين همان محلى است كه فريزر گمان ميكرد در آنجا آثار سنگ فرش معروفى را كه از روى كوهها تا اردبيل ساخته بودند ديده بوده است . راههاى ديگر مازندران قدرى بهتر از جاده‌هاى گيلان است ولى همين راهها نيز بقدرى بد است كه اگر موجب هلاكت اسب‌ها نشود حتما باعث خستگى شديد آنها ميگردد . يگانه راه نسبتة قابل استفاده از رود سر در گيلان تا بارفروش كه چارواداران