ياسنت لويى رابينو ( مترجم : غلامعلى وحيد مازندرانى )

25

مازندران و استرآباد ( فارسى )

شرق بغرب است 292 ميل ( تخمينا 80 فرسخ است ) و اگر پيچ و خمهاى سواحل را نيز حساب كنيم البته بيشتر مىشود . پهن‌ترين قسمت مازندران در جنوب فرح آباد قريب 68 ميل ( تقريبا 17 فرسخ ) است كه يك سوم آن جلگه و بقيه كوهستانى است . مازندران به سيزده ناحيه تقسيم شده است كه عبارتند از : تنكابن ، كلارستاق ، كجور ، نور ، آمل ، بارفروش ، مشهد سر ، سارى ، فرح آباد ، اشرف ، لاريجان ، سوادكوه و هزار جريب « 8 » . از لحاظ جغرافيائى اين ايالت را ميتوان به دو منطقهء متمايز تقسيم كرد « 9 » . يكى جلگه‌هاى پردرخت كه اراضى آن پست و باتلاقى و غير قابل عبور است . عرض آن در سواحل دريا متفاوت از ده تا سى ميل مىشود . ديگر ارتفاعات و جبال مشجرى است كه در قسمت شمالى البرز وجود دارند . هر دو منطقهء مزبور بواسطه آنكه طبيعة قابل نفوذ نيست عبور و مرور از ميان آنها سخت دشوار است . تعريفى كه فريزر « 1 » در كتاب خود راجع به مازندران آورده بقدرى پسنديده است كه من با كمال ميل عين شرح او را در اينجا نقل مىكنم : « زمين در هر جا كه مزروع نباشد باتلاقهاى طبيعى يا مصنوعى و يا پر از درختان جنگلى و مخصوصا خارستان است اين درختها و خارها خيلى انبوه و عبورومرور از ميان آنها غير ممكن است ، كوهها كه به صورت دو رشته جلوه مىكنند . مشرف بر قسمتهاى هموار و جلگه هستند يكى از اين دو رشتهء پوشيده از درخت مانند جنگل‌هاى پائين كوه انبوه است و از آن ارتفاعات فرعى و سلسله‌هائى منشعب مىشود كه گاهى تا ساحل دريا ميرسد . در سمت ديگر اين ارتفاعات كه از هر جهت دره‌هاى بسيار زيبا و صعب العبور و زيبا به آن مىپيوندد ، مانند يك آستر مخملى به سلسله كوه مربوط مىشوند . قله‌ها و سلسله‌هاى

--> ( 1 ) - J . B . Fraser كتاب ( سفرى در زمستان از قسطنطنيه تا تهران ) چاپ لندن سال 1838 ص 470 . و نيز رجوع شود بتعريفى كه ابن اسفنديار در تاريخ طبرستان راجع به مازندران ذكر كرده است . در ترجمهء انگليسى ص 33 سطر 2 - 29 و ص 34 ص 1 - 6