ياسنت لويى رابينو ( مترجم : غلامعلى وحيد مازندرانى )

24

مازندران و استرآباد ( فارسى )

گرگان كه استراباد هم جزء آن بود از دينار جارى سر حد غربى دهستان و مرز شرقى طبرستان تا جنگل انجدان ، حد شرقى مازندران بوده انجدان شايد از تميشه زياد دور نبوده و تميشه هم محلى بوده در جوار غربى خندقى كه اسپهبد فرخان كبير براى دفاع در برابر تورانيان كنده بود و خود استراباد بيرون تميشه ناميده ميشده است نواحى شرقى مازندران را كه هم‌مرز آن بود بيرون تميشه ميخواندند . حدود مازندران از تميشه و جنگل انجدان در مشرق بوده تا نمك آبرود در مغرب كه آن را از رستمدار جدا ميكرد محل اخير اصلا از سى سنگان يا رود مانهير تا ملاط توسعه داشته ولى بواسطه انتزاع قسمتى از اراضى بدست ملاحدهء اسمعيليه و همچنين تصاحب بعضى املاك كه به استندارها از طرف زنان ايشان بعنوان جهيزيه رسيده بود حد مزبور به نمك آبرود ( نمك آورود ) در سمت گيلان و به اليشرود در مغرب آمل انتقال يافت . مازندران شرقى غالبا بمناسبت عنوان شاهزادگانش اسپهبد يا اسپهبدان خوانده شده چنانچه رستمدار را هم استنداريه مىناميدند . مازندران اصلا به موزندرون معروف بوده زيرا موز نام كوهى بود در حدود گيلان تا تالار قصران « 7 » و جاجرم امتداد داشته و چون اين سرزمين در درون كوه موز واقع بود به اين اسم شهرت يافته بود « 1 » . مازندران بين ساحل جنوبى بحر خزر و سلسله جبال البرز واقع است . در عرض جغرافيائى 35 درجه و 45 دقيقه تا 37 درجه و طول جغرافيائى آن 50 درجه و 40 دقيقه و 30 ثانيه تا 54 درجه و 30 دقيقه است حد غربى آن در مغرب سرخانى رود شرقى آن محدود است به جر كلباد و شاه كوه . طويلترين قسمت مازندران كه از

--> ( 1 ) - براى اسم مازندران رجوع كنيد به سفرنامه درن ( Dron ) و كتاب ( مازدران و مازندران Mazandaran ) Mazdoran und ) تأليف السهاوزن ( Olshausen ) ص 777 - 783