ياسنت لويى رابينو ( مترجم : غلامعلى وحيد مازندرانى )
12
مازندران و استرآباد ( فارسى )
در زمان يعقوبى هنوز سارى بود ولى در عهد مسعودى و اصطخرى و ابن حوقل مركز عمده و آبادترين شهر طبرستان آمل بشمار ميرفته كه از قزوين نيز بزرگتر بوده است . قسمت كوهستانى طبرستان كاملا معلوم و بنابر قول طبرى تا سال 224 هجرى قمرى ( 838 ميلادى ) شامل سه كوه بوده : 1 - ونداهرمزد در وسط 2 - كوه برادر او وندسفان ( ونداسپجان ) بن قارن 3 - كوه شروين بن سرخاب بن به او . ابن رسته مينويسد كه ونداهرمز نزديك دماوند ميزيسته و باز همين مؤلف ميگويد كه در زمان حكومت جرير بن يزيد در طبرستان ، ونداهرمزد هزار جريب از خالصحات صوافى را كه در حدود شهر سارى واقع بوده خريدارى نموده بود و اين الف جريب ( گرى ) ظاهرا همان ناحيه اطراف سرچشمه رودهاى تجن و نكا است كه به فارسى هزار جريب خوانده مىشود . بعدها زمينهاى ونداهرمزد شامل قسمت اعظم مازندران شرقى شده ونداسپجان گويا بر ناحيه وسيعى از مازندران غربى حكومت داشته چون پايتخت او مزن مركز ارتباطى بود كه از آنجا براى هجوم به ديلم لشكر فرستادند . و بالاخره كوه شروين شامل جنوب شرقى مازندران بود چون بنابر قول ابن فقيه آن كوه نزديك قومس واقع بوده است . در زمان اصطخرى و ابن حوقل ( قرن چهارم هجرى - دهم ميلادى ) سه قسمت كوهستان از يكديگر مشخص و عبارت بودند از كوههاى روبنج ، فادوسبان و قارون ( اينها جبالى بلند و داراى رئيس جداگانه بودند . ) بنا بقول ابن حوقل روبنج بين رى و طبرستان واقع و همان رويان است كه بعقيده ابن رسته نزديك رى بوده و جزو طبرستان بشمار نميرفته ، بلكه كوره « 1 » مخصوص بوده است پايتخت آن كجه بود . اسم رستمدار واقع در جنوب شاهرود را ابتدا در زمان مغولها حمد اللّه مستوفى ذكر نموده و بعدا شامل تمام مازندران غربى بين سختسر در گيلان و آمل و بنابراين رويان ميشده است . جبل قارن فقط يك شهر داشت موسوم به شلمار كه از آنجا تا سارويه ( سارى ) يك روز راه فاصله بوده و رئيس محلى آل قارن در قلعه فريم ميزيسته كه در كنار غربى سرچشمه رود تجن كه از مشرق شهر سارى جارى است واقع بوده است . بنابر قول ابن اسفنديار متصرفات قارنوند شامل كوه ونداميد ( آب مسجد آمل از اين كوه ميآمده ) آمل و لفور ( در شرق سرچشمه رودخانه بابل كه از كنار شهر بار فروش است ) و فريم بوده كه كوه قارن نيز خوانده مىشود و بگفتهء ياقوت سرزمين قارنوند مشتمل بر جبل شروين بوده كه عماد السلطنه در كتاب تدوين خود آن را همان سوادكوه ميداند ، راه كوهستانى كه به سوادكوه منتهى ميگردد هنوز شلفين ( شروين ) خوانده مىشود . جبال پادوسبان كه نام خاندان فرمانرواى آن حدود نيز بوده رؤساى نيمه مستقلى داشته كه از سنه 45 تا 1005 هجرى قمرى در رستمدار حكومت داشتهاند تمام اين ناحيه كوهستانى دهات بسيار داشته كه بزرگترين آنها يكى قريه منصور و ديگر ارم خواست است كه داراى بالا ده و پايين دهى نيز بوده و همه اين نقاط تقريبا يك روز راه از سارويه ( سارى ) فاصله داشتند ولى در سراسر ناحيه كوهستانى شهرى آنقدر بزرگ نبوده است كه مسجد جمعهاى داشته باشد .
--> ( 1 ) - تقسيمات پنجگانه ايران در قديم كوره نام داشت و عبارت بود از اردشير ، استخر ، داراب ، شاپور و قباد .