ميرزا على خان نائينى ( صفاء السلطنة )

82

گزارش كوير ( سفرنامه صفاء السلطنه نايينى " تحفة الفقراء " ) ( فارسى )

از سادات علويه هركه را در اطراف بر سر سركشى و جمع‌آورى مردم بينند برايشان تاخته جمعشان را پريشان نمايند . مأمورين چون به اين صفحات رسيدند و ذكر مردم‌دارى و بزرگوارى اين دو امامزاده را شنيدند به باد آمده پيرامن باد را چون گرد فرو گرفتند . مردم باد چون دشمن را قوى و حال سادات را آشفته يافتند از امداد ايشان استنكاف نموده ، آنها را با معدودى از شيعيان كه در تشيع خلوصى داشتند ، مخذول گذاشتند . سادات چون چاره جز مقاتله نداشتند ، همت بر مدافعه گماشتند و مقابله نموده ، جنگى سخت مردانه بكردند و چون تاب مقاومت نياوردند به فحواى الفرار مما لا يطاق من سنن المرسلين فرار نمودند . شايد جانى از آن مهلكه بيرون توانند برد . امّا چون قضاى الهى به شهادت ايشان شهادت مىداد ، چون به گودريگ رسيده بودند ، ابا ايوب كه برادر كهتر بود ، از اسب درافتاده ، ابّا اسحق على عباس به پرستارى او پرداخته ، در اين اثنا دشمنان در رسيدند و عطش نيز كه دشمنى اغوى بود غلبه نموده ، تاب مقاتله نداشتند . به‌هرحال ، سوار شده جنگ و گريز رو به باد نهادند و در خارج قلعهء باد ملتمس آب شدند . مردم باد آبى شده آب ندادند . [ كه ] امامزادگان آنها را نفرين نموده ، باز غرق جهاد گرديدند . و چون فرصت يافتند ، باز فرارا به جانب گودريگ شتافتند . بعضى از مردم باد دشمنان را با دست راست اشاره و ارائه نمودند كه از آن طرف فرار كرده‌اند و دشمنان به آنها رسيده ، هردو را در آن ريگ‌زار به درجهء شهادت رسانيدند . گويند به نفرين امامزادگان هنوز دست و آستين راست آن طايفه كه نشان ايشان را داده بودند ، از آستين و دست چپ كوتاه‌تر است . خلاصه پس از شهادت [ آنان ] نيز كس را ياراى دفن ايشان نبود . بعد از سه روز زنان خالدآباد گفتند ما هم چون زنان بنى اسد كه اجساد طاهرهء شهداى كربلا را به خاك سپردند ، به دفن ايشان اقدام نموده از قتل و اسر باك نمىداريم . بعضى مردان نيز با زنان همراهى كرده ، جسد آن بزرگواران را هم در گودريگ به خاك سپرند ، امّا مزار ايشان از انظار مستور بود تا در عصر حضرت عسگرى عليه السلام به اشارهء امام مكشوف گرديده ، كرامات باهرهء ايشان مردم را به مقامات ظاهره و انساب طاهرهء ايشان دلالت نموده و مىنمايد . گويند : حضرت امام حسن عسگرى عليه السلام غلام سياهى از مماليك خود را براى خدمت مزار و توليت قناتى كه در قرب خالدآباد به اشارهء آن امام حفر و با مزرعهء عسگريه احداثى آن جناب وقف مزار آن دو بزرگوار شده ، مأمور فرمودند و قريب هفتاد نفر از اولاد آن غلام هنوز در آنجا هستند و اين بنده يكى از آنها را ديده ، احوالپرسى