ميرزا على خان نائينى ( صفاء السلطنة )

55

گزارش كوير ( سفرنامه صفاء السلطنه نايينى " تحفة الفقراء " ) ( فارسى )

سيلابى عظيم برخاسته ، غالب عمارات مستحدثه را فرو نشاند ، و اكثر محلات را خراب كرد . امّا پاى به پيرامن مرقد منور آن سرور نگذاشته بود . پس در همين سال سيد جلال الدين محمد و امير شيخ دادايى و خواجه معين الدين على وزير هريك عمارات احداثى خود را كه از نزول سيلاب منهدم و خراب شده بود ، تجديد نمودند . و معين الدين عمارتى جديد نيز به اتمام رسانيد . و بعضى رقبات و قنوات بر موقوفات آن حضرت بيفزود . امّا آنچه اكنون از عمارات امامزاده برقرار است و كمترين بندهء درگاه زيارت نمود ، صحنى است به عرض پنج ذرع و به طول هفت ذرع مشتمل بر چند باب . حجره و ايوانى عالى كه در پس پشت واقع است . و ديگر رواقيست كه از جانب قبله درى به محلهء ميدان شاه و از طرف مقابل بابى به جانب حظيرهء مصلى دارد . و مقبرهء مستطيل شايسته كه طول ضريح به عرض آن افتاده و از دو طرف ايوان واقع شده ، طواف به سهولت ممكن مىشود . و آنچه اكنون از موقوفهء آن جناب باقيست ، مزرعهء سفيد است و بعضى از پشتكوه و اردكان . روز شنبه نهم : كسان آقا ميرزا محمد مستوفى از ورود بنده مخبر شده ، به رعايت انتسابى كه با حاجى والد دارند ، آمده خواهى نخواهى بنهء بنده را به خانهء آقا ميرزا اسد إله برادر ايشان نقل نمودند . و عصر اين روز به زيارت امامزاده فضل بن موسى عليه السلام رفته بقعه و رواق و كرياس عالى دارند . از قرارى كه در تاريخ مفيدى مسطور است ، هنگامى كه امير مبارز الدين سلطان محمد مظفر به عمارت حصار و حفر خندق كهنهء يزد امر نمود ، چون كاركنان بدان مكان رسيدند ، شخصى با هيبت تمام و جامهء سبز و سفيد مشاهده كردند كه مصحفى بر سينه گذاشته و جراحتى برداشته ، پنبه بر روى آن نهاده بود . حفار جرئت نموده آن پنبه را برداشته بود . فى الفور خون تازه از آن جارى و آوازى مسموع حفار گرديده بود كه دست بدار و پنبه را بر جاى بگذار . حفار از اين واقعه مدهوش گشته ، اين خبر به گوش سلطان رسيد . اما چون روز به آخر رسيده بود ، زيارت جسد مطهر را به روز ديگر انداخته . گويند آن شب عمودى از نور بر سر قبر آن بزرگوار افراخته و مشعل‌وار افروخته ديده بودند . روز ديگر امير مشار اليه بدان مكان آمده ، بفرمود تا قبر را بسته فصيل را به جانب ديگر كشيدند . و خود طوق ارادت بر گردن نهاده ، كمر خدمت بر ميان بست . نوشته‌اند كه مردى و زنى