ميرزا على خان نائينى ( صفاء السلطنة )
53
گزارش كوير ( سفرنامه صفاء السلطنه نايينى " تحفة الفقراء " ) ( فارسى )
به بلاد شرقى رفته و دار العبادهء يزد را از اشراق وجود مسعود خود اضائت بخشيد . پس از چند روز برحسب عالم بشريت محتاج تغذيت شده در كوچهء مشهور به حسينيا مزدور آهنگرخانه شده به دميدن دم و تفتيدن آهن مشغول مىشود فخر الدوله كه آن وقت والى ولايت يزد بود ، شبى در عالم واقعه ، به شرف پايبوس حضرت فخر الورى خاتم الانبيا صلوات اللّه عليه و آله مشرف و مخاطب به خطاب همايونى شده ، به او مىفرمايند كه يكى از نتايج ما به حكم قضا وارد اين ولايت شده ، متوطن اينجا خواهد بود ، رعايت حال و اكرام جانب او را واجب شمار . فخر الدوله بعد از تيقظ هرچند تفحص نمود ، اثرى از مقصود نيافته ، گفت : با هيچكس نشانى زان بىنشان نديدم . تا شبى ديگر باز به حضور مبارك مشرف و در عالم رؤيا نشانى امامزاده را به او مىفرمايند . على الصباح كمر همت بر ميان ارادت تنگ بسته ، با دلى گشاده در مقام وصول مقصد و حصول مقصود برآمد تا به دكهء حداد كه از فيض آن گل بوستان صفوت صفت يا نار كونى بردا و سلاما يافته بود ، رسيده ، نسيم خلق عترت اطهار سيد ابرار صلى اللّه عليه و إله را استشمام نموده ، به زيارت جمال آن شكوفه چمن جلال مرتضوى چشم روشن نمود ، و از سر عقيدت به قدوم آن حضرت افتاده عرض مطلب كرد . نخست امامزاده از راه تقيه نسب همايون خود را مستور داشته ، اظهار نمىفرمود والى به تضرع عرض واقعهء رويا را نموده ، آن حضرت را مطئن ساخت ، پس نسبنامهء خود را از مشربه بيرون آورده ، به والى نمود . والى مقدم آن جناب را فوز عظيم شناخته فورا منزلى مرغوب در كوچهء حسينيا جهت سكونت آن اختر برج هدايت و رشاد تعيين داده ، دختر خود را به حبالهء نكاح ايشان درآورده ، فهرج و طرز جان را كه دو قريهء معتبر است و اكنون فهرج در جزو بلوك مهريز و طرز جان از اعمال بلوك ميانكوه است ، به سيورغال آن جناب معين نمود . گويند در آن اوقات در قرب محلى كه مزار كثير الانوار آن جناب است ، جنگلى بوده ، كه از انبوه اشجار دخول و خروج از آن متعذر بوده و شيرى در آن جنگل به هم رسيده بود كه ثور فلك را از مهابت او مجال طلوع در آن بيشه نبود . و تردد بشر از قرب آن محال مىنمود . مردم روزى از در شكايت عرض دهشت و هراس خود را به والى ولايت نمودند ، والى دفع آن بلا را از شبل غاب شير خداوند اعلى مسئلت كرد . امامزاده قبول مسئول فرموده ، به جانب بيشه حركت مىفرمايد . والى و اركان ولايت نيز ملتزم ركاب ولايت مآب بودند . چون آن جناب به كنار بيشه تشريف فرما شدند ، شيراز