ميرزا على خان نائينى ( صفاء السلطنة )
30
گزارش كوير ( سفرنامه صفاء السلطنه نايينى " تحفة الفقراء " ) ( فارسى )
ايشان از اين قرار است ، گويند : پسر سالور خان اوزبك پادشاه بخارا بوده ، و مختون « 5 » متولد شده ، در هفت سالگى جلاى وطن كرده ، به ارادت شيخ ابو القاسم كه از مشايخ كبار بود ، بيرون آمد . اتباع سالور از هر طرف در تفحص برآمده ، در اينجا كه مزار او است او را بر فراز تپهاى يافتند و معلوم كرده بودند كه در همان ساعت كه از بخارا غيبت كرده بود ، او را در اين محل ديده بودند كه در خدمت شيخ استرشاد « 6 » تعلم مىكرده . فرستادگان سالور خان او را تكليف بازگشت به وطن و ترغيب به قبول سلطنت و وراثت پدر نمودند . چون قبول نمىكرد ، چگونگى را به سالور عرض كردند ، سالور چند تن از امناء و رجال دولت خود را با حشمت تمام به دعوت او نامزد نمود كه او را از كنار شهر زد « 7 » كه نام شهر قديم تربت است و چهار فرسخ طول داشته ، برداشته به مستقر سلطنت بخارا رسانند . قطب الدين حيدر على الرسم هر صباح نزد شيخ ابو القاسم به كنار اومى « 8 » كه در همان نزديكى واقع بود رفته تعليم مىگرفت و شب را به محل خود مراجعت مىنمود . روزى شيخ به او مىفرمايد كه فردا جمعى از رجال و بسيارى از سپاه پدرت وارد مىشوند كه ترا نزد او بازگردانند . پس شيخ چند دانه انار در سبدى بسته به او مىدهد كه بر كنار آب بنشين و هريك از فرستادگان پدر را يك دانه بده . قطب الدين حيدر صبح مشغول آبيارى زراعتى كه آنجا داشته ، مىشود . در آن اثنا قشون پدرش بر او وارد مىشوند . مشار اليه بيلى كه در دست داشته بر سر كرت به خاك فرو برده استقبال فرستادگان پدر مىكند ، و به تقسيم انار مىپردازد . آن سبد انار كه زياده از بيست دانه نبود ، به جميع قشون نفرى يك دانه رسيده ، باز هم به حال خود باقى بود . و آن بيل كه بر سر آب فرو برده بود ، مانع آب شده . آب به قدرى ارتفاع يافته بود كه آب از سر دستهء بيل تجاوز نموده بر همان ممر كه منظور بود ، مىريخت . يكى از فرستادگان سالور خان دست دراز كرده بود كه انارى از سبد بردارد . دستش تشنجى يافته ، قدرت نيافته بود . بالجمله فرستادگان خان بخارا در آن حوالى منزل گرفتند و رجال دولت سالورى به نصايح مشفقانه پرداخته ، چندى در اين باب مداومت نمودند و چون مفيد نمىافتاد
--> ( 5 ) - مختون - ختنه شده ، فرهنگ معين . ( 6 ) - استرشاد : ارشاد طلبيدن ، راهنمائى خواستن ، طلب هدايت كردن ، راه درست جستن . فرهنگ معين . ( 7 ) - منظور تربت حيدريه است . ( 8 ) - اومى : دهى از دهستان پائين ولايت بخش حومهء شهرستان تربت حيدريه - فرهنگ جغرافيائى ايران ، جلد نهم .