ميرزا على خان نائينى ( صفاء السلطنة )
9
گزارش كوير ( سفرنامه صفاء السلطنه نايينى " تحفة الفقراء " ) ( فارسى )
هست كه آن را دخمهء مجوس مىدانند . اينجا نسبت به ساير منازل قدرى ييلاقيت دارد . هنوز توت نرسيده است . » و باز در اينجا مشاهدات خود را نقل مىكند : « رباط بسيار خوبى مرحوم حاجى محمد ولى ميرزا ساخته قنات نيم شورى در خارج رباط جارى است » . « 10 » اين بود چند فراز از نوشتهء صفاء السلطنه ؛ گرچه در حقيقت شيوهء نگارش و برداشت حكيم با صفاء السلطنه به هيچ روى قابل مقايسه نيست اما نبايد از حق گذشت كه كار صفاء السلطنه را اگر با برخى از سياحتنامههاى مشابه مقايسه كنيم ، كارى درخور توجه و ارزشمند است . و اينكه مقايسهيى از چند نظر بين كار حكيم و صفاء السلطنه به ميان آمد از اين نظر است كه حكيم و صفاء السلطنه قسمتى از اين راه را هر دو پيمودهاند و براى مطالعه در زمينهء شناخت و تغيير و تحول راههاى ايران در فاصلهء 850 سال به خصوص در اين راه اين مقايسه ارزنده و قابل تأمل است . بارى براى اينكه روشن شود كه حكيم ناصر خسرو و صفاء السلطنه چه قسمتى از راه رباطات يعنى از مشهد تا نائين را در اين فاصلهء زمانى پيمودهاند به جاست كه به معرفى آن قسمت بپردازيم . حكيم ناصر خسرو و صفاء السلطنه قسمتى از راه رباطات ، بين بيابانك و طبس را در يك فاصلهء زمانى پيمودهاند . آنچه را كه حكيم ناصر خسرو و صفاء السلطنه در فاصلهء 850 سال دربارهء اين قسمت از راه رباطات كه ريگهاى روان دارد نقل كردهاند در آن ناحيه تفاوت چندان محسوسى ديده نمىشود . حكيم در هر موردى در اختصارنويسى اعجاز مىكند و هر مطلبى را كه ديگران در چند سطر و صفحه به خوانندهء خود القاء مىكنند او در چند جمله خلاصه مىكند . لازم است اشاره شود كه راه بين نائين و خراسان را حكيم ناصر خسرو از سمت اصفهان به طرف خراسان در حركت بوده و صفاء السلطنه از سمت خراسان به طرف نائين و ( اصفهان ) . هر دو اين راه را پيمودهاند . برخى از مسير آنها مشترك است و در برخى از مراحل منفصل . حكيم شرح سفر خود را از اصفهان به سرخس در چهار پنج صفحهء وزيرى نوشته و از اصفهان تا طبس را در دو صفحه به صورت اعجازآورى نوشته است . اما صفاء السلطنه شرح اين مسير از مشهد تا نائين را نزديك به هفتاد صفحه نوشته است . تفاوت سفر حكيم و صفاء السلطنه اين است كه صفاء السلطنه شهر يزد را نيز ديده و حكيم از نائين به گرمهء بيابانك رفته و از بيابانك عازم طبس شده است . حال براى اينكه معجزهء ايجاز حكيم ناصر خسرو را در اختصارنويسى ملاحظه كنيم ، سطرى چند از نوشته او را ( كه هم حكيم و هم صفاء السلطنه در اين باره مطالبى نوشتهاند ) نقل مىكنيم ، حكيم ناصر خسرو نوشته است : « و به سبب اينكه كاروان ديرتر به راه مىافتاد ، بيست روز در اصفهان بماندم و بيست و هشتم صفر بيرون آمديم . به ديهى رسيديم كه آن را هشيماباد گويند . از آنجا به راه صحرا و كوه مسكيان به
--> ( 10 ) - همين كتاب ص 48 ( نسخهء خطى ص 35 ) .