ميرزا على خان نائينى ( صفاء السلطنة )
104
گزارش كوير ( سفرنامه صفاء السلطنه نايينى " تحفة الفقراء " ) ( فارسى )
نام نويسنده و مترجمى را مىتوان يافت زيرا در پايان هر شمارهاى هركسى كه مسئول وزارت انطباعات بوده مديريت روزنامهء ايران را كه ظاهرا يك روزنامهء دولتى رسمى و مدتى روزنامهء نيمه رسمى كشور بوده به عهدهء قبول داشته است . اين مسئله دربارهء چند سالى كه بهعنوان روزنامهء نيمه رسمى ايران شهرت دارد ، صدق نمىكند . اين دوره يكى از بهترين دوران آزادى اين روزنامه است و سالهاى 1299 - 1297 ش را دربر مىگيرد . اشارهاى به تطور روزنامهنگارى در ايران دوران قاجاريان به دنبال روزنامه ، « كاغذ اخبار » ميرزا صالح شيرازى كه به درستى روشن نيست چند شماره انتشار يافته ميرزا تقى خان اميركبير كه منظورش پيشرفت جامعهء ايرانى بود ، در نظر گرفت روزنامهاى را در ايران منتشر كند كه مردم ايران از اوضاع ايران و كشورهاى ديگر به وسيلهء روزنامه ، اطلاع حاصل كنند . زيرا هنگامى كه امير به همراه خسرو ميرزا پسر عباس ميرزا نايب السلطنه به روسيه رفته بود با نشر روزنامه و فوايد آن در روسيهء تزارى آشنا شده بود و اين راه را بهترين راه جهت هشيارى مردم ايران مىدانست . از اين روى در سال 1267 ه . ق درست 14 سال پس از انتشار طليعهء كاغذ اخبار ميرزا صالح شيرازى ، طليعهء روزنامهء وقايع اتفاقيه به همراه شمارهء اول آن در روز جمعه پنجم شهر جمادى الثانى 1267 ه . ق در تهران منتشر شده است . اولين شمارهء روزنامهء وقايع اتفاقيه ( كه به همراه طليعه آن انتشار يافته ) « روزنامچهء اخبار دار الخلافه » نام دارد و دومين شمارهء آن « وقايع اتفاقيه » نام گرفته است . ميرزا تقى خان اميركبير مديريت و مباشرت روزنامهء خود را به عهدهء ميرزا جبار تذكرهچى ( تبريزى ) پدر ميرزا جواد خان سعد الدوله سپرد . و مترجمى آن را به عهدهء برجيس صاحب واگذار كرد . ميرزا جبار تذكرهچى معروف است و غالب كسانى كه با تاريخ دورهء قاجاريان آشنايى دارند او و پسرش ميرزا جواد خان را خوب مىشناسند . اما برجيس صاحب كيست ؟ صدر هاشمى در معرفى او نوشته است : « اين شخص را عباس ميرزا نايب السلطنه در سفر فرنگستان همراه خود به ايران آورده و مدتى در تبريز مطبعهاى را كه عباس ميرزا آورده بود اداره مىكرد . « 2 » » بنابراين امير براى انتخاب همكاران خود كسانى را برگزيده بود كه در كار خود شناخته شده
--> ( 2 ) - صدر هاشمى تاريخ جرايد و مجلات فارسى ، ج 4 ، ص 333