ميرزا على خان نائينى ( صفاء السلطنة )
88
گزارش كوير ( سفرنامه صفاء السلطنه نايينى " تحفة الفقراء " ) ( فارسى )
سخنى چند گفته شد . بعد از آن به ساير اهالى تهران پرداخته ، از هريك چيزى به زبان آمده . از دروازهء حضرت عبد العظيم عليه السلام خارج شديم . از اهالى قصبهء شاهزاده عبد العظيم و رفتهرفته از مردم قم شرحى به ميان آمده ، از آنجا به كاشان رفتيم . و از هريك از اعالى و ادانى كه به نظر آمد ، سخن گفته شد . آقا سيد فرج اللّه از غيبت اهل ولايت خود ملول شده ، گفت بيا تا به جانب يزد يا اصفهان برويم . گفتم آقا من در كاشان چند روزى كار دارم . خلاصه ظهر شنبه مكارى آمده از كاشان بيرون شديم در يك فرسخى شهر ، نوشآباد از يمين و طاهرآباد از يسار جاده نمودار شد . آبانبارى هم آقا زين العابدين تاجر كاشانى اينجا ساخته است كه سقا و غليان فروش نشسته . اينجاها اراضى مثل اراضى مهباد و مغار كم بوته و خار است . بر خلاف اراضى نائين و نيستانج كه مملو از بوتهها و خارهاى شكر تيغال و غيره بود . سه ساعت به غروب مانده ، به علىآباد رسيدم . در كاروانسراى حاجى زين العابدين منزل شد . قوافل زوار از پس يكديگر مىرسند . و مىگذرند . غالبا از مردم يزدند كه به زيارت كربلاى معلى مىروند . چهار ساعتى شب شبگير شد . [ شورآب ] روز يكشنبه نوزدهم : دو ساعت از روز گذشته وارد شورآب هفت فرسخى شدم . بسيار خسته و مانده ، و از بىخوابى به ستوه آمده . رباط شورآب كه از بناهاى صدر اصفهان است و الآن غالب جهاتش مخروبه است ، مملو از زوار بود . يك نفر از اهل يزد بنده را شناخته ، طاقنماى خود را به اصرار زياد به من داد . اما با همهء خستگى از كثرت ازدحام به هيچوجه خواب ميسر نشد . اول شب هم براى ورود به قم بار كردند . منزل هفت فرسخ سنگين است . در اين منازل هوا مثل زمستان سرد است . [ قم ] روز دوشنبه بيستم : اول صبح وارد قم شده ، در تيمچهء حاجى ميرزا حبيب اللّه منزل شد . عصر به زيارت مشرف و در مقبرهء خاقان مغفور فاتحه خوانده به منزل آمدم . تاريخ وفات خاقان مغفور سنهء الف و مأتين و خمسين « 1250 » است . امروز و امشب چند بيتى در مديح حضرت معصومه عليها السلام به عرض رسيده ، تيمنا در اين روزنامه معروض مىافتد .