اسد الله معطوفى

95

سنگ مزارها و كتيبه هاى تاريخى گرگان و استرآباد ( فارسى )

اين نواحى در مقابل تهاجم اين مهاجرين يا به كوهستان‌ها پناه بردند ، يا مقاومت كرده و كشته شدند و عده‌اى هم تن به مصالحه و زندگى مشترك با آن‌ها دادند . 8 در اين باب دلائل ديگر حضور قبايلى چند از آريايىهاى مهاجر در منطقه گرگان را در صفحات مربوط به عصر مادها آورده‌ايم . مذهب و اعتقادات آريايىها آشنائى با مذهب و آيين آريايىها از اين جهت حائز اهميت است كه با ورود آن‌ها به ايران ، در جاىجاى اين مرزوبوم از جمله بر هنر ، فرهنگ و تمدن تورنگ‌تپه ، شاه‌تپه و ياريم‌تپه منطقه استراباد تاثيرات ويژه‌اى بر جاى نهادند . حتى بعضى از علائم توتميك قرن‌هاى بعد در هنر و اعتقادات مردم را مىتواند بازتاب و يادمان همين مهاجرين دانست . آريايىها معتقد به وجود عناصر خير و شر بودند . در ميان عنصرهاى چند ، روشنائى و باران بسيار مهم و در بين عناصر شر ، زمستان ، خشكسالى ، مرض ، قحطى و مرگ منفورترين‌ها محسوب مىشدند . آن‌ها براى رهائى از شر و بدىها اوراد ويژه‌اى مىخواندند . اين‌ها همچون آريايىهاى همنژاد خود كه به هند رفته بودند قبل از رسيدن به يكتاپرستى و خداپرستى ، عناصر طبيعى را مىپرستيدند و آب و آتش را گرامى مىداشتند . مثلا آفتاب را چشم آسمان مىپنداشتند . « آيين توتمى » هم در بين آن‌ها سخت مورد توجه بود . از جمله بعضى از گياهان و جانوران برايشان مقدس مىنمود . گاو ماده ، اسب و مار از جمله تابوهائى بودند كه بىاحترامى با آن‌ها موجب اعمال مخصوصى براى تزكيه مىشد . هرچند « واروناى » هندىها مشابه « اهوراى » ايرانيان شد ، ولى مهر يا ميترا ( خورشيد خدا ) نزد هر دو گروه آريايىهاى هند و ايرانى گرامى داشته شدند . اما بتدريج ظهور زرتشت كه اهورا مزدايش توسط « ايزدان » و « امشاسپندان » يارى مىشدند ، خدايان قديم آريايى نفوذ و اعتبار خود را از دست دادند ولى ميترائيسم بخشى از نفوذ خود را حفظ نمود . 9 اما بعدها اعتقادات آئينى بين النهرين هم بر مذهب فرهنگ و هنر ايرانيان تاثير گذاشت . مثلا عناصر توتميك بين مردم سومر مثل عقاب ، گاو نر و شير مقدس شمرده مىشدند . ارواح نيز در نور خورشيد ، ماه و ستاره قرار داشتند كه بتدريج به شكل خدايان پديدار گشتند . مخصوصا خورشيد در بين سومريان و در شهر « اور » خداى عدالت ، ضد ظلم و قاضى بزرگ جهانيان محسوب مىشد . جالب آنكه علامت آن در كتيبه‌ها شكل قرص با چهار شاخه تشعشع فرض مىشد كه گاه مزين به يك ستاره نيز مىگشت . اين نقش خورشيد بعدها در طى قرون ،