اسد الله معطوفى
919
سنگ مزارها و كتيبه هاى تاريخى گرگان و استرآباد ( فارسى )
سلاطين صفوى هم سرداران سپاه قزلباش را به منطقه اعزام و با همكارى قشون محلى استراباد با اوزبكان درگير جنگهاى خونين شدند . يك بار در سال 955 حدود 6000 اوزبك به سردارى على سلطان اوزبك به استراباد ريختند و كشتار وحشتناكى به راه انداختند . در مقابل آنها يكباره : « شاه على سلطان استاجلو هم به همراه 700 سوار از جنگلهاى گرگان برون آمده تا گنبد قابوس به تعاقب اوزبكان پرداختند . آن 300 كس از اوزبكان را به ديار نيستى فرستادند » . 17 عصيانهاى متعددى هم در چنين شرايطى در استراباد برپا مىشد . از جمله محمد صالح پتكچى ( نوه خواجه مظفر پتكچى از رجال بسيار متنفذ ايالت استراباد ) در سال 945 ه عليه صدر الدين خان استاجلو حاكم استراباد قيام كرد ، ولى بلافاصله شورشيان از دم تيغ گذشتند و محمد صالح نيز دستگير و به تبريز اعزام و در آنجا وى را داخل خمرهاى نهاده از بلنداى مناره مسجد نصريه به پائين پرتاب كردند . 18 نگارنده كتاب احسن التواريخ نيز نوشته كه در اين ايام : « سياهپوشان استراباد يك بار ديگر مجتمع گشتند و بعضى از بلوكات و روستاها را تصرف نمودند . مقر اصلى اين گروه ، جنگلها و بلندىها بود . آنها حتى نامه به صحرانشينان خوارزم ( اوزبكان و تركمانان ) نوشته و از آنان يارى طلبيدند » . 19 اين قيام به رهبرى خواجه شرف الدين ساورى مدتى ادامه يافت تا سرانجام شاه عباس به سال 1007 ه در زمانى كه براى سركوب تراكمه به استراباد آمده بود ، سياهپوشان را هم سركوب و قتلعام كرد . وى دستور داد چشم تعدادى از آنها را از حدقه درآورده و دست و پاى بسيارى را بريدند . آنهائى هم كه جان سالم بدر برده بودند به اطراف از جمله به جنگلها و نقاط كوهستانى قسمت جنوب در استراباد پناه بردند . 20 اسكندر بيك تركمان مورخ اين عصر شرح جالب و مبسوطى در اينباره دارد كه در زير به قسمتهائى از آن اشاره مىگردد . وى مىنويسد : « . . . با سپاهپوشان اتمام حجت نمودند و همگى سردارانشان را هم جمع و خطاب كردند كه تاكنون هرجومرج بسيار نموديد ولى حاليه ممالك طبرستان ، جرجان و خراسان تا كنار آب مرغاب ( حوالى ماوراء النهر و آسياى ميانه - نگارنده ) در نصرت اولياى دولت قاهر ( شاه عباس ) است و سلاطين خوارزم و اورگنج به طريق اطاعت ره مىسپرند و متمردان اولوس صاينخانى تركمان هم به جزاى خويش رسيدهاند . . . در حاليه شما احتياجى به قلعه نگاه داشتن نداريد و بايد قلاع خود را