اسد الله معطوفى
893
سنگ مزارها و كتيبه هاى تاريخى گرگان و استرآباد ( فارسى )
آهن كنونى ) قرار داشت . البته يك آتشسوزى مهيب هم در اين امر دخيل بود . اما « بارنز » عضو انجمن سلطنتى بريتانيا و مامور عالىرتبه كمپانى هند شرقى كه بوسيله كاروان در سال 1832 م ( 1247 ه . ق عصر فتحعلى شاه ) از طريق بخارا و مناطق تركماننشين به سرخس ، مشهد . قوچان ، بجنورد ، گنبد و سپس استراباد آمده بود ، درباره شيوع وحشتناك اين بيمارى چنين نوشت : « . . . پس از عبور از دشت تركمان و گنبد قابوس ، به همراه كاروانى به استراباد فرود آمديم . . . در استراباد اين شهر طاعونزده دو روز مانديم . در سال گذشته اين بيمارى شهر را ويران كرده . من در خيابانهاى متروك آن قدم زدم . نيمى از دكانها و منازل بخاطر فوت صاحبانشان بسته بود . كل شهر بيش از 4000 نفر نبودند . بعضى از خانوادهها 10 تا 12 نفر كشته داده و 2 يا 3 نفر باقى مانده بودند . در بدن هريك از بيماران كه غدهها مىتركيد او از مرگ نجات مىيافت ولى لكههاى وحشتناكى به عنوان علايم شوم مرض همچون جاى اصابت گلوله بر جاى مىماندند . مردم در خيابانها جسد مىشستند » . 147 چند دهه بعد هم بار ديگر بيمارى و با كشتار وحشتناكى در سراسر ايالت استراباد از جمله منطقه بالاجاده ( كه اكثر جمعيت آنرا كبيرى ، قائمى و بهرامىهاى تشكيل مىدهند ) ، ليوان و بندرگز به راه انداخت . در اين باب راپرتچى انگليسىها در استراباد در اگوست 1917 ميلادى ( شوال 1335 ه ) براى سفارت انگليس در تهران نوشت : « در منطقه انزان مرض كلرا شيوع يافته و در نوكنده 300 زن و مرد ، در ليوان 200 نفر ، باغو 29 نفر ، گلوگاه 80 نفر ، سرخنكلاته 60 نفر و در خود شهر استراباد هم 400 نفر به كام مرگ رفتهاند . حاليه اين مرض بسوى مازندران و شاهرود گسترش يافته است » . بخشى از فراريان وحشتزده از اين بيمارى در قسمت غرب بندرگز ، يعنى حوالى ليوان فعلى ، خود از مهاجران سابق و تركنژاد بودند كه از طريق بهشهر مازندران به اين مناطق آمده ، اسكان يافته بودند . در گلوگاه و بخشى اندك از ليوان هنوز هم زبان تركى زبان رايج افراد مسن و بازمانده اين طوايف است . طوايف عسگرى ، امير خانلو ، خادملو ، اسفنديارلو ، موجرلو در گلوگاه اكثرا منشاء تركى دارند . بقيه نيز همچون صيدانلو ، موجريان ، فضلعلى ، محمود جانلو و كلبادى ريشه در مازندران داشتند . گلوگاه خود داراى امامزادهاى بنام « بلند امام » بود ولى بااينوجود عدهاى مردگان خود را در قبرستان امامزاده حبيب الله دفن مىكردند . رابينو كتيبهاى را در اواخر دوره قاجار در بلندامام گلوگاه ديده و متن آنرا چنين