اسد الله معطوفى

800

سنگ مزارها و كتيبه هاى تاريخى گرگان و استرآباد ( فارسى )

دار الشفاى استراباد ( در ضلع شمالى بازار نعلبندان ) مىباشد كه هنوز سنگ مزار او به تاريخ 929 در حياط آن باقيست . وى در اين وقفنامه كه تمام اراضى ، آسياب‌ها ، روستاها ، باغ‌ها و . . . را به نام اولاد ذكور و اناث خود كرده بود ، از املاك ، رقبات و قرائى نام برد كه در تملك كفشگرها بود . در اين باب به چند مورد چنين اشاره شده است : « قريه قرانقاچ در پيچاك محله در تصرف آقا مير كفشگر . . . جوى قرق ( رودخانه كفشگيرى فعلى بين قرق و فاضل‌آباد كنونى ) در تصرف خواجه محمد پسر خواجه مظفر كفشگر . . . قريه الارمن ( در منطقه علىآباد كتول ) در تصرف خواجه گستهم بن خواجه مسيب كفشگر . . . قريه انديجان‌آباد در تصرف خواجه ناصر الدين محمد پسر خواجه قاضى كفشگر و . . . » 116 در پايان متن وقفنامه ذيحجه سال 903 ه و مربوط به سيد شهاب الدين فضل الله قاضى هم كه روستاهاى روشن‌آباد ، زينل‌آباد و سياه‌دارستان را وقف نموده ، مهر و امضاء شخصى بنام مولانا فخر الدين كفشگر ديده مىشود . 117 روستاى كفشگيرى فعلى بطور قطع تيول اين خاندان و سران طايفه آن‌ها بود كه بعدها براى بازماندگانشان باقى ماند . شايد هم اين روستا بوسيله همين طايفه بر روى اراضى و تيول خود ساخته شد . در شرق شهر گرگان يعنى از منطقه قرق ، تقىآباد ، فاضل‌آباد تا غرب علىآباد كتول هم هنوز نقاطى بنام اين طايفه هست . رودخانه كفشگيرى در نزديكى فاضل‌آباد ، دهنه كفشگيرى نام سابق دهنه محمدآباد كتول فعلى بود كه هنوز بوميان مسن آنجا را به همين نام مىخوانند . يك نمونه سنگ مزار متلاشى در همين دهنه محمدآباد در روستاى گنو بنام « سياوش بن . . . فر . . . كفشگر » به چشم مىخورد . يك سنگ مزار سالم و باشكوه هم مربوط به شخصى بنام كفشگر در گورستان مايان اين ناحيه سرفراز و برجسته به چشم مىخورد كه تصوير آن‌را در زمان شرح خصوصيات اين گورستان آورده‌ايم . اين سنگ به احتمال زياد متعلق به عصر صفوى است ولى چون نيمى از آن در درون خاك بود ، متن قسمت تاريخ فوت خوانده نشد . بطور كلى وجود قلاع بزرگ در صعب العبورترين نقاط كوهستانى دهنه محمدآباد مثل قلعه كلارى در شرق سياه‌مرگو ، قلعه دوك در غرب مايان ، قيزقلعه در شمال پادگان نظامى و . . . همچنين روستاهاى تاريخى نقاط مرتفع ، مراتع بزرگ ، گورستان‌هاى قديمى و . . . همگى دلالت بر وجود چنين خاندان‌ها ، ملاكين ، دامداران و سپس خان‌هاى