اسد الله معطوفى
78
سنگ مزارها و كتيبه هاى تاريخى گرگان و استرآباد ( فارسى )
ترانشه هم سه اسكلت مرد مسلمان با جهت تدفين غرب شمال غربى و شرق شمال شرقى به چشم مىخورد كه چند سكه با خط عربى در حاشيه آنها قرار داشتند . ترانشه H 1 : در سكشن اول اين ترانشه قبر 13 مسلمان بدست آمد كه در جلوى پيشانى يكى از اسكلتها چراغ سفالى ( پيهسوز ) كوچكى شبيه قلب وجود داشت . 14 غير از موارد يادشده در مورد ترانشههاى مختلف حفارىشده ، يازده جمجمه مكشوفه در شاهتپه به وسيله آقاى « ژ . آرن » در 1931 مورد بررسى قرار گرفتند كه پنج جمجمه متعلق به بخش اول هزاره سوم پيش از ميلاد ، دوليكو سفال با انديسهاى 72 تا 79 و شش عدد ديگر آنها متعلق به هزاره دوم پيش از ميلاد ، دوليكو سفال با انديسهاى 71 تا 78 بودند . اين جمجمهها به جمجمههاى تپهحصار دامغان شباهت زيادى داشتند . آقاى آرن عقيده داشت كه شاهتپه پس از هزاره دوم پيش از ميلاد متروك شده و مجددا در حدود قرن هشتم پيش از ميلاد مورد سكونت واقع گرديده بود . 15 درباره ارتباط محوطههاى باستانى منطقه گرگان تاريخى و تپه حصار دامغان پروفسور مالودان هم نظر بديع و جالبى دارد . او معتقد است : « بناى سوخته تپه حصار تحت شرايط غمانگيزى مورد حمله دشمن قرار گرفته بود . در اين محل كه دشمن آنرا به آتش كشيد انواع ظروف و اشياء طلا ، نقره ، وسايل جنگى و 12 اسكلت انسان سوخته بدست آمدند . اين وضع امكان دارد نتيجه حملات اهالى مكانهاى مقتدرترى مثل شاهتپه و تورنگتپه استراباد بوده باشد . 16 هرچند گيرشمن اين ويرانى ناگهانى را نتيجه فشارى مىداند كه از سوى قبايل شمال و شمال شرقى ( يعنى جنبش آريايىها ) دانسته است . 17 اين جنبش ( كوچ ) تاثيرات مثبت و منفى زيادى بر محوطههاى باستانى منطقه استراباد هم بر جاى نهاد . بعلاوه دكتر اريك اشميت هم پس از بررسىهاى خود در سال 1932 م بر روى تپه حصار ، پيوندها و نزديكىهائى بين فرهنگ و تمدن تپه حصار و شاهتپه استراباد كشف نمود . از جمله اعتقاد داشت : « ظروف نوكدار ( مقدس ) اين دو ناحيه بسيار شبيه و از يك آبشخور فكرى لبريز هستند » . 18