اسد الله معطوفى
65
سنگ مزارها و كتيبه هاى تاريخى گرگان و استرآباد ( فارسى )
تكميل نمودند . آنها در اين محوطه باستانى لايههاى مربوط به دوران نوسنگى ، مفرغ ، آهن ، دوره اشكانى ، ساسانى و حتى عصر اسلامى را نيز يافتند . در دوره ساسانى ، معمارى روى تپه بزرگ شامل ساختمان سترگى در درون ديوارى قطور ( بارو ) واقع مىگشت . اين بارو بر روى خود برجهائى را جاى داده بود . بخشى از اين بارو و برجها تا ارتفاع چهار متر قابل رويت بودند . در حاشيه اين ساختمان يك قطعه چهار طاق متعلق به آتشكده نيز بدست آمد كه يك بناى كوچك مذهبى درون محدودهء روستائى محسوب مىشد . محل يك پست نگهبانى به همراه زوبين ، پيكان و شمشير هم كه نشان از ناامنى دشت گرگان در آن اعصار در برابر مهاجمينى همچون هونها ( خيونها هياطله ) بود نيز به چشم مىخورد . در اين پست نظامى احتمالا چند سرباز مسلح كار ديدهبانى در مقابل دشت شمالى را به عهده داشتند . به اعتقاد تعدادى از كاوشگران اين هيئت و همچنين دياكونف ، سفالهاى يكى از لايههاى تورنگتپهء عصر ساسانى شباهت زيادى به هنر آسياى ميانه آن عصر بويژه ناحيه خوارزم و حتى هنر كوشانى داشت . 5 تعدادى ديگر از جمله كينگ اشياء سفالى و فلزى تورنگتپه را از نظر فرم و ساخت بسيار نزديك به آثار منطقه دره گز ، گنجتپه خوروين قزوين و حتى ايلام دانستهاند . 6 در غرب كوپتداغ ، در دره سومبار در خاك كشور تركمنستان كنونى هم پس از خاكبردارى از دو گورستان كه متعلق به دوره جديد عصر برنز بودند ( احتمالا متعلق به نيمه دوم هزاره دوم ق . م ) آثارى از درون قبور بدست آمد كه ريشه در فرهنگ و تمدن تپه حصار دامغان و شاهتپه استراباد داشت . گورها به شكل سرداب بودند كه ورودى آنها پس از كامل شدن سرداب از وجود اجساد ، با سنگ يا خشت مسدود شده بودند . 7 با توجه به توضيحات دادهشده مبنى بر سنخيت و انطباق عناصر فرهنگى و تمدن آسياى ميانه با بعضى از آثار و عناصر شمال ايران از جمله محوطههاى باستانى منطقه استراباد ، بايد پذيرفت كه كوچ قبايل آريايى يكى از عوامل مؤثر در اين نزديكىها و انطباقها بوده است . بدينسبب تاكيد مىگردد كه مهاجرت آريايىها حداقل در سه دوره متوالى ، ولى متفاوت و بدين شرح انجام گرفته است : نوع اول ، مهاجرت به صورت نفوذهاى آرام گروههاى كوچك رمهداران گاو بوده است كه با ساكنان محلى جمعآورنده غذا ، صياد و شكارورز روابطى دوستانه برقرار كرده بودند .