اسد الله معطوفى

568

سنگ مزارها و كتيبه هاى تاريخى گرگان و استرآباد ( فارسى )

گورستان زكريا پيغمبر در 30 كيلومترى شمال آق‌قلعه ، در حاشيه جنوبى سد وشمگير كه در گذشته سنگيرسوار خوانده مىشد و در ميان روستاهاى انبار اولوم ، گوگ‌تپه و خندان ، گنبد و بارگاه زكريا پيغمبر در وسط گورستان بزرگى به همين نام قرار گرفته است . از بين سه ضلع شمال ، جنوب و شرقى اين گورستان ، بخش شمالى آن قديمىتر و متعلق به تراكمه منطقه است . هم‌اكنون اين بارگاه مورد توجه سه تيپ عمده جمعيت اين منطقه يعنى تراكمه ، بلوچ‌ها و زابلىها قرار گرفته است . اما تا قبل از م‌هاجرت هموطنان بلوچ و زابلى به اين خطه ، اين بارگاه و گورستان آن مختص به تراكمه يموت يا تيره‌هاى مختلف آن ( بويژه آتاباىها و آق‌آتاباىها ) بود . قورخانچى ( صولت‌نظام ) كه در سال 1321 ه . ق ( يازدهمين سال حكومت مظفر الدين شاه قاجار ) بعنوان مامور مركزى به استراباد آمده بود ، پس از شرح مفصل درباره زندگى و آداب تراكمه ، درباره اين بقعه چنين نوشت : « . . . تراكمه به شب هفت و چهل و سال مردگان اعتقاد كامل دارند و مكان متبركه آن‌ها مزار مشايخين آن‌هاست كه اولياء مىنامند . اغلب كه اسم و رسمى دارند مردگانشان را به مقبره زكريا پيغمبر مىبرند . اين مقبره در وسط راه يموت ( از مبد . . . گميش‌دفه - گميشان امروزى ) به گنبد قابوس است . از اين مقبره تا گنبد قابوس 8 فرسخ و در شمال جاده در صحرا واقع و بنايش از آجرهاى قطور ( آجرهاى ديوار تاريخى و دفاعى گرگان - نگارنده ) است . جز اين بنا ابدا در صحرا بنائى ديگر نيست » . 40 به گفته راويان منطقه ، تا سال 1350 خورشيدى سنگ مزارهاى بسيار ارزشمندى در اين گورستان به چشم مىخوردند كه متاسفانه بر اثر ناآگاهى بوميان اين ناحيه ، بسيارى از آن‌ها نابود و يا براى كارهاى متفرقه به اطراف حمل گرديده‌اند . البته تعدادى هم بطور قطع در طول زمان در همان محوطه در دل خاك دفن شده‌اند . اين نگارنده در سال 1376 خورشيدى در بازديد و بررسى كامل اين گورستان ، از بين چند سنگ فقط توانست به تعداد اندكى كه دوتاى آن‌ها به تاريخ 1123 ) عصر سلطان حسين ) و 1098 ه . ق ( عصر شاه سليمان ) بوده‌اند دسترسى پيدا كند . تاريخ اين سنگ‌ها هم كه متعلق به عصر صفوى هستند گوياى آن ميباشند كه تراكمه يموت در اين سال‌ها از رود اترك گذشته و در دشت گرگان اسكان يافته و يورت و آلاچيق‌هاى خود را كاملا مستقر كرده بودند . آن‌ها با اينكه به زندگى دامدارى و كوچ‌رو عادت داشتند و در فصول مشخصى دام‌هاى خود را از رود اترك گذرانده