اسد الله معطوفى

482

سنگ مزارها و كتيبه هاى تاريخى گرگان و استرآباد ( فارسى )

زندگى كوچ‌رو و حتى ، ادبيات و فلكلور تركمان جايگاه خاصى داشتند ، بر روى اين سنگ‌ها ديده نمىشوند . سادگى اين سنگ‌ها و بىبهره بودن از انواع هنرهاى تزيينى مثل خطاطى زيبا ( خوشنويسى ) ، حجارى و نقاشى ، در حقيقت بازتاب زندگى كوچرو آن‌ها بوده است . شاخصهء چنين زندگىاى جابه‌جايىهاى مداوم ، احساس عدم امنيت از سوى همسايگان كه به تبع از آن عدم توجه به هنرهاى پايدار و جاودانه و نيز نبود ذوق هنرى بوده است . 2 - سنگ‌ها و چوب‌ها اكثرا ايستا و عمودى و بيشتر بر جانب سر متوفى نصب شده‌اند و به‌ندرت نوع گهواره‌اى خوابيده و يا از نوع سنگين را مىتوان يافت . 3 - تراش‌ها و گاه نقوشى كه به‌ندرت بر روى آن‌ها ديده مىشود استيليزه و بسيار ابتدايىاند . 4 - در يكى از گورستان‌هاى بزرگ به نام « گميش‌تپه جيق » در حاشيهء گميشان ( گمش‌دفه ) وجود وسايل زندگى به صورت خردشده و پراكنده در اطراق قبور حكايت از آن دارد كه بازماندگان اموات تركمان اعتقاد عميق به زندگى پس از حيات داشته‌اند ، با اين ويژگى كه ريشه‌هاى اعتقادات آيين دورهء « شامانيسم » را نيز مىتوان در آن‌ها ديد . اصولا در ميان ايلات و قبايل ماوراء النهر قبل از پذيرش اسلام ، وسايل زندگى ، ابزار جنگ و دفاع ، اسب و يراق و ساير وسايل ضرورى را به همراه اموات دفن مىكردند . اين امر بدان جهت بود كه به ادامه حيات پس از مرگ اعتقاد عميق داشتند . احتمالا با پذيرش آيين و احكام اسلامى ، دفن وسايل ممنوع گشت ، بنابراين پس از مرگ وسايل را بر روى قبور مىنهادند . و شايد هم قبل از ورود تراكمهء يموت به حاشيهء سواحل شرقى درياى خزر ، يعنى مكان كنونى گميشان ، اقوام ديگرى ( مخصوصا سكاها و داهه‌ها ) در اين ناحيه ساكن بوده و اين قبرستان تعلق به آن‌ها داشته است . و شايد هم اين محيط ادامه محل بندر آبسكون قديم استراباد در ساحل شرقى درياى خزر بود . به هرصورت توجه داشته باشيم كه اكثر ملل و قبايل ، به صورت مختلف به زندگى پس از مرگ اعتقاد داشته‌اند . 5 - خطوط روى تعدادى از سنگ مزارها به عربى و گاه بسيار ساده و نامفهوم است طورى كه شباهت زيادى با علائم توتمى و يعنى اونقون و تمغاهاى ( تغما ) اوغوزهاى دوران گذشته دارند . 6 - تعدادى از سنگ‌ها شكل شاخ قوچ را دارند و يا ملهم از آن هستند . در مواردى ديده