اسد الله معطوفى
362
سنگ مزارها و كتيبه هاى تاريخى گرگان و استرآباد ( فارسى )
متداولترين بناهاى مهم پس از مساجد ، آرامگاههاى يادشده بودهاند كه اوج رواج و گسترش آنها را هم بايد از اواخر قرن 4 و اوايل 5 هجرى دانست . برخى از پژوهشگران بسيارى از بناهاى همين مقابر را هم ملهم و متاثر از معمارىهاى عصر ايران باستان مىدانند . هيلنبرند در اين باب معتقد است : « مقبره امير اسماعيل سامانى شكل غنىشده آتشكده ايرانى ( 4 طاق ) عصر ساسانى است . گنبد على ابرقو در نقطه دور از منطقه مسكونى انسانها و در فضاى باز لبه پرتگاه ، تداعىكننده دخمه زرتشتيان يا برجهاى خاموش دوران ايران باستان محسوب مىشود . برج گنبد قابوس در پيوند با آيين زرتشت ، در شكل نشان از گرايش ماهوى به دين دارد مخصوصا آنكه از تقويم يزدگردى هم در كتيبههاى خود بهره برده و دريچهاى نيز در بام خويش به سوى طلوع خورشيد دارد » . 18 در مورد بناهاى 4 ضلعى مربع شكل كه بر مزار خود گنبد دارند ، تعداد قابل توجهى از پژوهشگران اتفاق نظر دارند كه طرح و پلان آنها و نيز معمارى رواق ، تالار و ايوانهايشان اقتباسى از 4 طاقهاى عصر ساسانى هستند . 19 غير از عناصر ايرانى يادشده ، گروهى از محققان عناصر تركى را نيز در معمارى آرامگاهى ايران دخيل دانستهاند . مثلا مقبره خرقان ( قرن 5 ) كه در دشتى فراخ و بازساخته شده ، يعنى جائى كه در اطرافش اصلا روستائى نبود ، نمادى از يورت و آلاچيق چراگاههاى صحرانشينان ترك آسياى ميانه محسوب مىشده است . بعلاوه ساختار اين مقابر نمايانگر ويژگىهاى آشنا به مصالح فناپذير به كار رفته در چادرهاست كه با آجر بازسازى شدهاند ، مثل سبد بافته ، طرحهاى سبدى ( همچون آجرچينى مناره مسجد جامع گرگان و امامزاده نور ) ، قيدهاى ( تويزهاى ) چوبى براى شكل دادن اسكلت چوبى بام نمدى . برج رادكان شرقى ( نزديك بجنورد ) كه در بيرون شهر و در منطقهاى كاملا باز قرار گرفته مىتواند نمونهاى صريح از برج آجرى با نمادى از يك چادر شاهانه تركى در بيابان باشد . وجود اطاق بالائى در تعدادى از چنين برجهائى مىتواند به مفهوم « رحم » در ميان چادرنشينان ترك باشد . زيرا به هنگام مرگ رئيس يا شخصيتهاى متنفذ قبيلهاى ( مثل سردارها و بيگها ) ، جسد آنها را ابتدا براى مدت كوتاهى در چادرش قرار مىدادند و سپس دفن مىنمودند . 20 اما در ساخت تمامى اين نوع آرامگاهها ، مصالح اصلى آجر يا ملاط ساروج ، گچ و گاهى