اسد الله معطوفى

168

سنگ مزارها و كتيبه هاى تاريخى گرگان و استرآباد ( فارسى )

وحشت‌زده از تبليغات اشتراكى كردن امور و اموال توسط آن‌ها برهند . در نتيجه در زمان انوشيروان به تحريك همين روحانيون زرتشتى و اشراف كشورى و لشكرى ، قتل عام شدند . 65 مسيحيت هم در اواسط اين دوره پيروانى را در نقاطى محدود از ايران بدست آورد . با اين وجود در مقطعى خاص اين آيين و پيروان آن بعنوان يك معضل سياسى بروز كردند . اين امر سبب فشار بر آن‌ها گرديد و آنان نيز در اواخر قرن 5 م خود را در امور دينى در ايران مستقل اعلام كردند و به نسطوريان ( نستوريان ) معروف شدند . 66 براساس بعضى از نگاشته‌هاى موجود در متون تاريخى ، گروهى از مردم گرگان نيز به اين آيين گرويده بودند و « اسم گرگان در فهرست كليساهاى سريانى شرقى ثبت شده بود » . 67 در منبعى ديگر آمده : « . . . گرگان در سال‌هاى 430 ، 499 و 577 ميلادى به صورت اسقف‌نشين نسطورى ( مسيحيان ايرانى گرگانى مستقل شده از كليساى روم نگارنده ) درآمده بودند » . 68 در اين باب بايد با كمى احتياط علمى به بعضى از نشانه‌هاى مسيحيت در گرگان تاريخى ( استان گلستان فعلى ) اشاره كرد . مثلا آيا بقعه ، بارگاه ، گورستان و قبور گورستان خالد نبى ( خالد نبى سنان ) در منطقه كلاله و مراوه‌تپه مىتواند يادگار گروندگان گرگانى آن دوران به اين آيين بوده باشد ؟ در گورستان تاريخى ، عجيب و بسيار پر رمز و راز خالد نبى سنگ مزارهاى بسيار ديدنى هنوز به چشم مىخورند . در اين مورد خوانندگان گرامى را به كتاب « تاريخ ، فرهنگ و هنر تركمان » اثر همين نگارنده ارجاع مىدهيم . در پايان اين قسمت اشاره مىشود كه بوداپرستى در قسمت‌هائى از شمال شرق ايران و مهرپرستى نيز در بخش‌هائى در ايران هنوز طرفدارانى براى خود داشتند . 69 تدفين و معمارى قبور در عصر ساسانى دفن اموات در اين دوره نيز تابع احكام آيين و اديان مختلف جامعه آن عصر ايران بويژه زرتشت بود . زرتشتيان همانگونه كه قبلا به آن اشاره مختصرى شد ، اموات خود را نخست بر بلندىها يا درون برج‌هاى مدور ( برج خاموشان ) مينهادند تا مرغان هوا و لاشخورها گوشت و پوست آن‌ها را بخورند . سپس استخوان‌ها را جمع كرده در خمره‌هاى سفالين يا استودان‌ها گذاشته آن‌ها را در آرامگاه‌هائى دخمه‌اى در دل كوه‌هاى صخره‌اى مىنهادند .