اسد الله معطوفى
165
سنگ مزارها و كتيبه هاى تاريخى گرگان و استرآباد ( فارسى )
بزرگش بهرام چوبين اتفاق افتاد . نامبرده يك بار : « تاكومش ( دامغان ) هم بيامد و از آنجا به خوارزم برفت » . در برابر اين شورش خسروپرويز مجبور شد خراسان ، گرگان و رى را به دائىاش بسطام ( ويستام ) بسپارد . اين شخص هم بعدها در زمان شيرويه در اين نواحى اعلام استقلال نمود ، ولى سرانجامى نافرجام داشت و بقتل رسيد . 56 آخرين شاه ساسانى يزدگرد سوم بود كه با هجوم اعراب مسلمان مواجه شد . سپاهيان وى پس از چند جنگ مخصوصا در قادسيه و نهادند ( فتح الفتوح ) شكست خوردند و اساس اين حكومت هم فروپاشيد . يزدگرد پس از فرار « فرستادگان خوارزم را به همه سو فرستاد تا يارى رسانند . ايرانيان به هيجان آمدند و از هر سو مجتمع گشتند از جمله مردم توس ، گرگان ، مازندران ، دماوند ، رى ، اصفهان و . . . 57 گرگان در اين عهد جزو چند ناحيه بزرگ ايران محسوب مىشد كه حكام پرنفوذ و نيمهمستقل ( خرده دربار ) داشت . 58 اين حكام را در بعضى از متون قديم تاريخى « پادشاهان كوچك » ناميدهاند . 59 اديان و مذاهب عصر ساسانى در اوايل اين دوران فارس مهد آيين اهورامزدا و محافظ آيين آناهيتا بود كه معبدش در استخر قرار داشت . 60 ساسان و پدرش در اين مكان مقام مهم دينى داشتند طوريكه اين امر بر نفوذشان افزوده بود . اما در زمان اردشير بابكان بخاطر انسجام و وحدت جامعه ، وى دين زرتشت را رسميت داد و خود رهبرى سازمانهاى مذهبى و رياست امور دينى را به عهده گرفت . پس از او مقام هيربذان هيربذ ( عهدهدار امور آتشكدهها ) قرار داشت كه رياست محاكم و قضاوت را به او محول كرده بودند . در همين ايام بلافاصله در شهرها و روستاها آتشكدههاى متعددى ساخته شد كه مهمترين آن عبارت بودند از : 1 - آتشكده آذرفرنبع در فارس ، مخصوص خود موبدان . 2 - آتشكده آذرگشنسب در آذربايجان ، مخصوص خاندان ساسانى . 3 - آتشكده آذربرزينمهر در خراسان ، مخصوص كشاورزان . به اعتقاد كريستينسن ، آذرگشنسب را كيخسرو و دو آتشكده ديگر را ويشتاسب قبلا بنياد نهاده بودند . 61 مغان و سپس موبدان موظف به نگهبانى از آتش مقدس آتشكدهها بودند . آنها وظايف ديگرى مثل تهيه هوم ( گياه مقدس كه شربت آنرا ميخوردند همان سوماى هنديان ) ، قرائت دعا و نيايش ، تطهير ، گوش دادن به انحرافات مجرمين ، قضاوت ،