اسد الله معطوفى
1181
سنگ مزارها و كتيبه هاى تاريخى گرگان و استرآباد ( فارسى )
دهه شصت خورشيدى به چشم مىديده است . قبرى كه آنرا با سيمان به شكل بتونى به ارتفاع 5 / 1 متر از سطح كوچه بالا آورده بودند . اهالى اين گذر اعتقاد داشتند وى سيد نصير نام ، عارف و زاهدى بود كه او را بقتل رسانده بودند . به هر صورت اين نظام الدين استرابادى احتمالا همان « نظام همائى » متخلص به « حجت » قصيدهسراى زبردست اواخر عصر تيمورى و اوايل عهد صفوى بود كه در سال 921 در گذشت . مولف « تحفه سامى » از او به نيكى ياد كرده و قاضى نور الله بخشى از سرودههايش را در « مجالس المومنين » آورده است . اثر معروف نظام الدين « بلقيس و سليمان » نام داشت كه به امير عليشير نوائى وزير سلطان حسين بايقراى تيمورى اهداء شده بود . ( يك نسخه از اين كتاب در كتابخانه ملى ايران به شماره 1 / 2514 / ف و در كتابخانه ملك تهران به شماره 85083 موجود است . ) نامبرده برادرى بنام مهدى و دخترى هم داشت كه هر دو شاعر بودند . ابيات حك شده بر روز سنگ مزار نظام الدين ، سروده همين دختر و بدينشرح بود : سرافرازا ، نظام سحر كلام * از چه رو مانده قبر او بىسنگ داشت در جان و دل محبت تو * عجبم آيد از مروت تو در زمان حيات چون نكشيد * منت ديگران به دولت تو در ته خاك نيز آن بهتر * كه بود زير بار منت تو دفن شدن چنين شخصيتهاى معروفى در اين گورستان سبب شده بود سنگ مزارهاى بسيار باشكوه و بزرگى در اينجا شوند كه تعدادى از آنها تا دهه 50 خورشيدى در حاشيه تكيه ، مسجد و معبر سرپير ديد . يكى از اين سنگهاى بزرگ و باهيبت را به درون مسجد انتقال داده و عوام مدتى بعد آنرا منتسب به همان پيرى دانستند كه سر آن در گذر يادشده دفن شده بود . به هر صورت نگارنده به تعدادى از اين سنگ مزارهاى گورستان سرپير كه در حواشى تكايا ، زمين مدرسه و مسجد پراكنده بودند ، به سال 1359 دسترسى پيدا كرده و پس از تصويربردارى ، عكس آنها را در صفحات بعد ارائه نموده است .