سيد حسين مدرسى طباطبائى ( گردآورى )
33
قم نامه ( مجموعه مقالات ومتون درباره قم ) ( فارسى )
محمد را بدان سبب قوت و شوكت زياده شد . ميرزا اسكندر از ظاهر قم برخاسته خواست به اصفهان رود « مظفر فراهانى » كه معتمد خواجه محمد بود كتابتى پيش ميرزا اسكندر فرستاد و پيغام داد كه اگر حكومت مالى قم را به من تفويض كنند و به عهد و سوگند مؤكد سازند شهر تسليم كنم ، و چون عهد و پيمان استحكام يافت آن نمك به حرام آغاز مكر و فريب كرد و با خواجه محمد راست آورد كه رعيت قم كه اكثر در قلعه بودند به شهر روند تا محافظت شهر نمايند . و مردم را در شهر متفرق ساخت و خود با خواص و برادرزادهء خواجه محمد « امير محمود » در شهر به رسم محافظت گشته و در هر جا به هر بهانه ملازمان امير محمود را مىگذاشت چنانچه با امير محمود بيش از پنج شش كس نماند . از دروازهء كنكان بيرون رفته ، امير محمود را گرفت و فوجى از لشكر ميرزا اسكندر كه به مشورت مظفر كافر نعمت در خانقاه خواجه على صفى در بيرون همين دروازه بودند از كمين غدر بيرون آمده ، در شهر ريختند و امير محمود را مقيد به پاى قلعه بردند . خواجه محمد را در قلعه چندان كس نبود كه به دفع ياغى قيام تواند كرد . به ضرورت بيرون آمده او را به اصفهان بردند و خواجه محمد را با برادرزاده به قتل آوردند و حكومت قم رجوع به عبد اللّه پروانچى شد و ضبط مال حسب المعاهده به مظفر مقرر گشت » « 1 » . بدين ترتيب دوران عظمت و فرمانروايى يكى از خاندانهاى حكومتگر ايران در قرن هشتم و آغاز نهم پايان گرفت . پس از اين از ذيل و بازماندهء دودمان
--> ( 1 ) . تاريخ كبير جعفرى . وقايع سال 815 / مطلع السعدين 2 : 139 - 140 / 1 احسن التواريخ 11 : 87 - 88 / و با جدايىهايى در مجمل فصيحى 3 : 211 و تاريخ الفى نسخهء ش 1234 دانشگاه .