سيد حسين مدرسى طباطبائى ( گردآورى )
28
قم نامه ( مجموعه مقالات ومتون درباره قم ) ( فارسى )
از وى شاهرخ بر اين منطقه دوران آن دودمان نيز پايان گرفت . دربارهء پيشينهء خواجهء موصوف آنچه مىدانيم اين است كه در سال 795 فرماندهى برخى قلاع مهم منطقهء قم از جمله قلعهء « گيو » « 1 » با او بوده كه خود در همين قلعه بوده و گماشتگان او جاهاى ديگر را محافظت مىنمودهاند « 2 » . در همين سال او به وسيلهء عمر شيخ فرزند تيمور دستگير و به حضور تيمور فرستاده شد چه در يورش پنج ساله پس از رسيدن سپاه جغتاى به عراق « عمر شيخ » از پدر جدا شده ، با سپاهى به راه آوه روان گرديد و تيمور خود از نزديك رى به بروجرد عزيمت ساخت . شرف الدين على يزدى دراينباره مىنويسد : « اميرزاده عمر شيخ از موضع كوشك چوپان عبور نموده به آوه رسيد و از آوه گذشته قلعهء گيو را مسخر گردانيد و محمد قمى را كه كوتوال آن قلعه بود بگرفت و شب در ميان كرده روز ديگر به موضع « مرون » راند و مظفر پراهانى كه گماشتهء محمد قمى بود استقبال نموده شرف بساط بوس دريافت و از آنجا كوچ كرده به « كرهرود » رسيد و اسفنديار از راه عجز و اضطرار بيرون آمد . شاهزاده محمد قمى و اسفنديار را پيش حضرت صاحب قران فرستاد » « 3 » . ابن شهاب يزدى در شرح وقايع پس از مرگ تيمور مىنويسد : « در تاريخ مذكور كه حضرت صاحب قران كشورستان از دار فنا به منزل عقبى تشريف فرمود ممالك ايران و توران را هرجا در ضبط و ايالت پادشاهزادگان كامكار نهاده بود . اول سمرقند اميرزاده خليل سلطان بود و خراسان و هرات
--> ( 1 ) . از قرا و مضافات پيشين قم ، جزء بخش خلجستان در غرب شهر . بنگريد به قم در قرن نهم : 47 . ( 2 ) . ظفرنامه 1 : 420 . ( 3 ) . همان مأخذ و همانجا . نيز منتخب التواريخ معينى : 353 و روضة الصفا 6 : 210 .