سيد حسين مدرسى طباطبائى ( گردآورى )

22

قم نامه ( مجموعه مقالات ومتون درباره قم ) ( فارسى )

مصاحب حاكم آنجا گشته و به نوكرى او منسوب شده بود و در تمامت عراق نام و آوازهء او به اخىگرى فاش گشته ، بسى كارها از اسفاهىگرى و برناپيشگى از دست او برآمده بود ، ايشان هر دو با صد سوار قمى و اصفهانى به مدد امرا آمده بودند . . . ملك فخر الدوله شاه غازى . . . با لشكرى اندك از ترك و تازيك به در قلعهء قوسين خراميد . امرا چون لشكر مستعد داشتند خويشتن را در مقام غرور ديدن حالى با لشكرى آراسته روى آوردند . ملك معظم فخر الدوله شاه غازى . . . در آن مصاف ثبات قدم ورزيده به يك طرفة العين ايشان را منهزم گردانيد . لشكر از ترك و تازيك در عقبش راندند و شمشير در آن لشكر كشيدند و خشك و تر نگذاشتند . . . و « ركن كرد » با صد تن كشته برآمدند . مجموع اسبان و سلاح و آلات حرب از بر گستوان و جوشن و غيره غارت كرده . و اين فتح اول بامداد روز آدينه بود بيست و هفتم ذى الحجه موافق چهاردهم اسفنديار ماه قديم سنهء تسع خمسين و سبعمائه . و قلعهء قوسين كه از امهات قلاع رى است مستخلص كرده به امير كبير على پاشا سپرد و اسيران و غنائم و اموال را با كجور نقل كرد . بعد از مدتى حاكم و سردار قم و صاحب اعظم ، سپهسالار عراق خواجه على صفى قاصدان به بندگى ملك معظم - عزت انصاره - فرستاد با هدايا و تقديم عجز و عذر بدانچه گذشته بود و التماس نمود كه اسيران را باز فرستد . ملك آن قاصدان را نوازش فرموده ، التماس وى مبذول فرموده خلاص نمود و هم اجازت دادند كه كالبد « ركن كرد » را به قم نقل كنند » « 1 » . خواجه در قم خانقاهى داشته كه بيرون دروازه كنكان « 2 » آنجا بوده است

--> ( 1 ) . تاريخ رويان : 194 - 196 / تاريخ طبرستان : 81 . ( 2 ) . ببينيد تربت پاكان 2 : 22 - 24 .