أحمد بن يحيى بن جابر ( البلاذري ) ( مترجم : محمد توكل )

46

فتوح البلدان ( فارسى )

دست بداشتند . احمد بن ابراهيم دورقى از صفوان بن عيسى زهرى و او از اسامه و او از ابن شهاب و او از عروه روايتى مشابه آن نقل كرد . ابراهيم بن محمد از عرعرة و او از عبد الرزاق و او از معمر و او از كلبى روايت كرد كه بنو اميه فدك را مصادره كردند و سنت رسول الله ( ص ) را در خصوص آن دگرگونه ساختند . هنگامى كه عمر بن عبد العزيز رضى الله عنه به ولايت رسيد آن را به حال پيشين اعاده كرد . عبد الله بن ميمون مكتب از فضيل بن عياض و او از مالك بن جعونه و او از پدر خود حكايت كرد كه فاطمه به ابو بكر گفت رسول الله ( ص ) فدك را براى من قرار داد ، پس آن را به من ده و على بن ابى طالب بر اين معنى گواهى داد . از او شاهد ديگرى خواست و ام ايمن به سود وى شهادت داد . گفت اى دختر رسول الله همى دانى كه كار جز با شهادت دو مرد و يا يك مرد و دو زن راست نيايد . پس او منصرف شد . روح الكرابيسى از زيد بن حباب و او از خالد بن طهمان و او از مردى كه به نظر روح ، جعفر بن محمد بوده است روايت كرد كه فاطمه رضى الله عنها به ابو بكر صديق رضى الله عنه گفت فدك را به من ده زيرا رسول الله ( ص ) آن را براى من قرار داد . وى بينه خواست و او ام ايمن و رباح آزاد كردهء پيامبر ( ص ) را بياورد و آن دو به سود وى در اين باره شهادت دادند . پس بگفت كه اين امر جز با شهادت يك مرد و دو زن ميسر نيست . ابن عائشهء تيمى از حماد بن سلمه و او از محمد بن سائب كلبى و او از ابو صالح باذام و او از ام هانى روايت كرد كه فاطمه دختر رسول الله ( ص ) نزد ابو بكر صديق رضى الله عنه آمد و به وى گفت : پس از مردن ، وارث تو كه خواهد بود ؟ گفت : اهل و اولادم .