أحمد بن يحيى بن جابر ( البلاذري ) ( مترجم : محمد توكل )

38

فتوح البلدان ( فارسى )

يثرب در سر دارى ؟ گفت « 1 » : و رسول الله ( ص ) را بيش از همهء مردمان دشمن مىداشتم ، چه شوهر و پدر و برادرم را كشته بود و او همواره پوزش خواسته همى گفت كه پدرت در ميان اعراب فتنه انگيخت . و آنقدر گفت و گفت تا آن بغض از خاطرم برفت . هم او گفت كه رسول الله ( ص ) به هر يك از زنانش همه ساله هشتاد بار شتر خرما و بيست بار جو از حاصل خيبر همى داد . نافع گويد كه در عهد عمر بن خطاب ميان مسلمانان به فتنه و ايذاء پرداختند « 2 » و خيانت و غش ظاهر كردند و ابن عمر را از بالاى خانه‌يى به زير افكندند و دو دستش را بشكستند . پس عمر ( رض ) آن اراضى را ميان مسلمانان اهل حديبيه كه در واقعهء خيبر حضور داشتند قسمت كرد . حسين بن اسود از يحيى بن آدم و او از زياد بكائى و او از محمد بن اسحاق و او از عبد الله بن ابى بكر بن محمد بن عمرو بن حزم روايت كرد كه رسول الله ( ص ) اهل خيبر را كه در دو قلعهء وطيح و سلالم بودند محاصره كرد ، و زمانى كه يقين حاصل كردند كه هلاك خواهند شد از وى خواستند ايشان را اجازت دهد تا از آن جاى خارج شوند و از ريختن خونشان خوددارى شود و او نيز چنان كرد . پيش از آن رسول الله ( ص ) همهء اموال ايشان مشتمل بر شق و نطاة و الكتيبه و تمامى قلعه‌هاى آنان - جز آنچه در اين دو قلعه بود - به دست آورده بود . حسين بن اسود از يحيى بن آدم و او از عبد السلام بن حرب و او از شعبه و او از حكم و او از عبد الرحمن بن ابى ليلى در باب اين قول خداى تعالى كه و اثابهم فتحا قريبا « 3 » ،

--> ( 1 ) . صفيه گفت . ( 2 ) . اشاره به اهل خيبر است . ( 3 ) . و ايشان را پاداش داد پيروزى نزديك ( سورهء فتح ، آيهء 18 ) .