أحمد بن يحيى بن جابر ( البلاذري ) ( مترجم : محمد توكل )
30
فتوح البلدان ( فارسى )
المسلمون عليه بخيل و لا ركاب ، بوده و خالصهء او به شمار مىرفته است كه از آن خرج سالانهء خانوادهء خود را پرداخته و باقى را براى تدارك دواب و جنگ افزار در راه خدا صرف مىكرده است . هشام بن عمار دمشقى از حاتم بن اسماعيل و او از اسامة بن زيد و او از ابن شهاب و او از مالك بن اوس بن حدثان و او از عمر بن خطاب روايت كرد كه رسول الله ( ص ) سه دسته دارايى خاصه داشت : اموال بنو نضير و خيبر و فدك . اما اموال بنو نضير را حبس بر نوائب « 1 » خويش قرار داد ، و فدك را از آن مسافران درمانده ساخت و خيبر را به سه جزء تقسيم كرد ، دو جزء را ميان مسلمانان بهر كرد و جزئى را براى خود و نفقهء اهل خويش حبس قرار داد و آنچه از نفقهء ايشان زياده مىماند به مهاجران تنگدست مىداد . حسين بن اسود از يحيى بن آدم و او از سفيان و او از زهرى روايت كرد كه گفت اموال بنو نضير در زمرهء مما أفاء اللّه على رسوله و لم يوجف المسلمون عليه بخيل و لا ركاب ، به شمار مىرفت و خالصهء رسول الله ( ص ) بود . پس آن را ميان مهاجران تقسيم كرد و از آن به احدى از انصار نداد جز دو مرد فقير يعنى سماك بن خرشة ابو دجانه و سهل بن حنيف . حسين از يحيى بن آدم و او از ابو بكر بن عياش و او از كلبى حكايت كرد كه چون رسول الله ( ص ) بر اموال بنو نضير دست يافت - و ايشان نخستين كسانى بودند كه پيامبر
--> ( 1 ) . نوائب جمع نائبه و به معنى حوادث و امورى است كه بر انسان نازل و حادث مىگردد ، و از جمله مشتمل بر پيش آمدهايى است كه فيصله و اصلاح آن بر عهدهء فرمانروايان قرار دارد ، و به طور اخص به هزينهها و مصارفى اطلاق مىشده است كه فرمانروايان بابت پذيرايى از سفرا و هيأتها و ميهمانان ناگزير از انجام آن بودهاند . در اين قسمت از كتاب ( و چند موضع ديگر ) كلمهء نوائب به همين مفهوم اخص به كار رفته است .