أحمد بن يحيى بن جابر ( البلاذري ) ( مترجم : محمد توكل )
18
فتوح البلدان ( فارسى )
بهرهگير و سپس به همسايهات ده . على الاثرم از ابو عبيده روايت كرد كه اشراج آبراهههاى حرهها است ، و حره زمين پوشيده به سنگ باشد . هم او از اصمعى روايت كرد كه آن ، آبراهههايى است از منطقهء سنگى به دشتهاى هموار . حسين بن على بن اسود عجلى از يحيى بن آدم و او از يزيد بن عبد العزيز و او از هشام بن عروه و او از پدر خود روايت كرد كه عمر رضى الله عنه درهء عقيق را به عنوان اقطاع « 1 » تقسيم كرد تا به زمينى رسيد و گفت : مانند آن را به كسى ندادم . خوات بن جبير گفت آن را به من ده و عمر چنان كرد . حسين از يحيى بن آدم و او از يزيد بن عبد العزيز و او از هشام بن عروه و او از پدر خود روايت كرد كه عمر عقيق را از بالا تا به پايين به اقطاع سپرد . حسين از حفص بن غياث و او از هشام بن عروه روايت كرد كه عمر براى اقطاع دادن به مردمان همراه زبير بيرون رفت و به تقسيم پرداخت تا به عقيق رسيد . آنگاه گفت : كجايند آنان كه طالب اقطاعاند ، تاكنون به قطعهيى به از اين نگذشته بودم . زبير گفت : آن را به من ده و عمر چنان كرد . حسين از يحيى بن آدم و او از ابو معاويه ضرير و او از هشام بن عروه و او از پدر خود نقل كرد كه عمر همهء عقيق را به اقطاع سپرد تا به قطعهء خوات بن جبير انصارى رسيد و گفت : كجايند طالبان اقطاع ، امروز از اين بهتر به اقطاع ندادم . خلف بن هشام بزاز از ابو بكر بن عياش و او از هشام بن عروه و او از پدر خود حكايت كرد كه عمر بن خطاب زمين مواتى را به اقطاع به خوات بن جبير انصارى داد كه ما از وى خريداريش كرديم . حسين بن اسود از يحيى بن آدم و او از ابو بكر بن عياش و او از هشام و او از
--> ( 1 ) . اقطاع به تيول دادن املاك است .