أحمد بن يحيى بن جابر ( البلاذري ) ( مترجم : محمد توكل )

مقدمهء مترجم 31

فتوح البلدان ( فارسى )

الغره كه متن عهد اردشير از آن نقل شده تأليف همين وكيع قاضى است . احسان عباس به همين حد اكتفا مىكند و از آن فراتر نمىرود . به نظر مترجم حد نهايى بحث اين نقطه نيست و بايد از آن جلوتر رفت . به عبارت ديگر مترجم عهد اردشير از فارسى به عربى وكيع قاضى نيست بلكه وكيع آن را از استاد خويش يعنى بلاذرى نقل كرده است . همان گونه كه پيشتر گفتيم وكيع از شاگردان بلاذرى بوده و حدود بيست و هفت سال پس از وى وفات يافته است ، و نيز مىدانيم كه به اجماع زندگى نامه نويسان ، بلاذرى از جمله مترجمان آثار فارسى به عربى بوده و بويژه كتاب عهد اردشير را به عربى برگردانده است . طبيعى است كه وكيع قاضى از ترجمهء بلاذرى استفاده كرده و آن متن را در كتاب خود نقل نموده است . ضمن اينكه ديگران غير از وكيع نيز به نقل متن عربى عهد اردشير مبادرت كرده‌اند كه استاد عباس خود دو مورد را نام مىبرد ، يكى كتاب تجارب الامم و ديگرى نثر الدرر . احسان عباس خود روايتى را نقل كرده كه بر حسب آن مأمون به معلم الواثق مىگويد پس از كتاب آسمانى بايد كتاب عهد اردشير را به وى بياموزد . بديهى است كه مأمون ترجمهء عربى اين كتاب را در مد نظر داشته ، زيرا الواثق بالله كه هنگام مرگ مأمون نوزده ساله بوده زبان فارسى نمىدانسته است و از طرفى وكيع قاضى كه متعلق به نسل بعدى است در زمان مأمون يا به جهان نيامده و يا كودكى بيش نبوده است . همين روايت دليل بر آن است كه بلاذرى كتاب عهد اردشير را در جوانى ترجمه كرده است . عهد اردشير متن مفصلى نيست و از حدود چهل صفحه تجاوز نمىكند و متضمن اندرز به جانشينان وى در زمينهء مملكت دارى و نحوهء رفتار با طبقات مختلف و نيز برخى پيش بينىها براى