أحمد بن يحيى بن جابر ( البلاذري ) ( مترجم : محمد توكل )

69

فتوح البلدان ( فارسى )

را فراز « اساس » آن بنا كردند و حجر « 1 » را نيز جزء آن قرار داد و دو در بر سطح زمين در ضلعهاى شرقى و غربى تعبيه كرد تا از يكى وارد و از ديگرى خارج شوند . وى بديد كه اساس كعبه به حجر متصل است « 1 » و سعى بر آن داشت كه خانه را به همان قرار كه ابراهيم عليه السلام ساخته و او آن را از عائشه ام المؤمنين به روايت از پيامبر ( ص ) شنيده بود تجديد كند « 1 » . وى صفحات زر بر در كعبه كوبيد و كليدهاى آن را از طلا بساخت . پس از آن كه حجاج بن يوسف از سوى عبد الملك بن مروان با وى به نبرد پرداخت و او را بكشت عبد الملك نامه‌يى به حجاج نوشت و به او دستور

--> ( 1 ) . حجر به كسر حاء و سكون جيم غير از حجر ( به فتح حاء و جيم ) است . حجر الكعبه زمينى است كه بنا به روايات ، حضرت ابراهيم آن را جزء خانهء كعبه قرار داده بود . لكن قريش آن را از بيت الله خارج كردند و بنايى بر روى آن نساختند و فقط دور آن را تحجير كردند و گويند كه تسميه حجر از همين بابت است . بنا به حديث منقول از عائشه ، پيامبر ( ص ) به وى گفته بود كه قوم تو ( قريش ) كعبه را ناقص كرده‌اند و اگر اين قوم ، تازه از كفر برنگشته بودند كعبه را خراب مىكردم و آن را كامل مىساختم و بر شرق و غرب آن دو در قرار مىدادم تا از يكى داخل و از ديگرى خارج شوند . عبد الله بن زبير چون به كار تجديد بناى كعبه پرداخت همين شيوهء منقول از پيامبر را عملى ساخت ، كه در متن به اين قضيه اشاره شده است . و نيز در روايت است كه چون ابن زبير كعبه را خراب كرد و زمين را بشكافت « اساس » كعبه كه ابراهيم نهاده بود ظاهر شد . اين اساس كه از يك رشته سنگ مشبك در يك ديگر تشكيل مىشد در زمين حجر ادامه مىيافت و ابن زبير كعبه را روى همين اساس بنا كرد و در نتيجه حجر مانند زمان ابراهيم جزء خانه قرار گرفت . لكن سپس كه حجاج بن يوسف غلبه كرد بار ديگر كعبه را از نو بساخت و اضافات ابن زبير را برهم زد و خانه را مانند دوران قريش بنا كرد بدين معنى كه فقط يك در - آن هم با عتبه‌يى بالاتر از سطح زمين براى آن بساخت و حجر را از خانه جدا كرد ( ازرقى : اخبار مكه ، باب ما جاء فى بناء ابن زبير الكعبه ) .