أحمد بن يحيى بن جابر ( البلاذري ) ( مترجم : محمد توكل )

67

فتوح البلدان ( فارسى )

نمىبيند . عفان و عباس بن وليد نرسى از عبد الواحد بن زياد و او از ليث روايت كرد كه عطاء در انتفاع از سبزى حرم مكه و آنچه در آنجا كشت شود و نيز چوب و استفاده براى مسواك منعى نمىديد . هم او گفت كه مجاهد از آن اكراه داشت . گويد كه مسجد الحرام در عهد رسول الله ( ص ) و ابو بكر ديوارى كه گرد آن گيرد ، نداشت و چون عمر بن خطاب به خلافت رسيد و مردمان بسيار شدند مسجد را وسعت داد و خانه‌هايى را خريد و خراب كرد و آنها را بر آن افزود و خانه‌هاى جماعتى از همسايگان مسجد را كه از فروش امتناع مىكردند نيز خراب كرد و بهاى آنها را تعيين نمود كه بعد دريافت داشتند . وى ديوار كوتاهى كه از قامت انسانى كوتاه‌تر بود براى مسجد بساخت و چراغها بر آن نهاده مىشد . چون عثمان بن عفان خليفه شد خانه‌هايى را خريدارى كرد و با افزودن آنها مسجد را گسترده ساخت و منازل جمعى را نيز بگرفت و براى ايشان بها تعيين كرد . آنان نزد كعبه بر وى زارى و ضجه كردند و او گفت : همانا كه شكيبايى و نرمش من شما را جسور ساخته ، عمر همين رفتار با شما كرد و به آن تن داده خرسندى داشتيد . آنگاه فرمان داد تا ايشان را به زندان افكنند ، تا اينكه عبد الله بن خالد بن اسيد بن ابى العيص دربارهء ايشان وساطت كرد و عثمان آزادشان كرد . گويند عثمان نخستين كس بود كه براى مسجد رواقها بساخت و اين كار را در همان زمان كرد كه مسجد را گسترش مىداد . گويند كه در كعبه در عهد ابراهيم عليه السلام و جرهم و عماليق بر سطح زمين بود تا آنگاه كه قريش به ساختن كعبه دست يازيدند ، و آن زمان ابو حذيفة بن مغيره گفت : اى جماعت در كعبه را بالا بريد ،