أحمد بن يحيى بن جابر ( البلاذري ) ( مترجم : محمد توكل )

53

فتوح البلدان ( فارسى )

خواهد تواند به ميثاق محمد ( ص ) پيوندد و هر كه خواهد در پيمان قريش داخل شود ، و هر كدام از ياران رسول الله ( ص ) نزد قريش رود بازش نگردانند و هر كه از ايشان و حليفانشان نزد وى آيند مسترد دارد - آنگاه آنان كه از قوم كنانه بودند برخاستند و گفتند : ما در عهد قريش شويم و قوم خزاعه برخاسته گفتند ما در عهد و عقد محمديم و از آن پيش ميان عبد المطلب و خزاعه هم پيمانى قديم بود و از اين روى عمرو بن سالم بن حصيرهء خزاعى چنين سروده است : خدايا من محمد را همى خوانم به پيمان كهنى كه ميان پدرانمان بود آنگاه مردى از خزاعه شخصى از كنانه را شنيد كه اشعارى در هجاى رسول الله ( ص ) ترنم مىكند . پس بر وى جست و فرق او را بشكافت و اين رويداد ميان ايشان شر و قتال پديد آورد . قريش بنو كنانه را يارى دادند و جمعى از ايشان با آنان همراه شده بر خزاعه شبيخون زدند و اين از موجبات نقض عهد و مصالحه به شمار مىرفت . عمرو بن سالم بن حصيرهء خزاعى به طلب كمك نزد رسول الله ( ص ) آمد و او را به جنگ مكه دعوت كرد . ابو عبيد قاسم بن سلام از عثمان بن صالح و او از ابن لهيعه و

--> سهيل بن عمرو و پيامبر معاهدهء حديبيه را منعقد ساختند و به موجب آن صلحى به مدت ده سال ميان طرفين برقرار شد و استرداد يك جانبهء پناهندگان به نفع قريش و آزادى افراد در پيوستن به يكى از دو سوى معاهده مقرر شد و خيانت در اموال طرفين ممنوع گشت . اين قرار داد ديرى نپاييد و در سال هشتم هجرت « نقض » معاهده مطرح شد كه در متن حكايت شده است .