علي بن حامد الكوفي

64

فتحنامه سند ( چچ نامه ) ( فارسى )

در مراسلت بجاى من مىآرد ، و راى من چنان اقتضا مىكند كه بيرون روم ، و رضاى برادر مهتر دريابم ، و گمان مىبرم كه بر من غدر نخواهد كرد . بدهيمن « 1 » وزير گفت : اى راى « 2 » برين قول اعتماد نشايد كرد ، و بدين خديعة و تمويه فريفته مشو ، و گفتهء او « 3 » قبول مكن ، زيرا كه ملوك را حيلها باشد ، و دام و غدر ايشان قول و سوگند « 4 » است ، كه بمدارا و طلسم خصم را بدين دام ماخوذ گردانند ، و بهر انواع و تواضع سخن گويند ، تا غرض ايشان ( ص 56 ) بحصول « 5 » پيوندد . و در آداب ملوك گفته‌اند « 6 » كه دشمن را بمكر و تلبيس بدست توان آورد ، و كار بايد بست ، و هر كه در دام بلا افتد حيله او را دستگير نيايد ، و مكر و غدر بجهة كار انتقام ملوك پيدا آورده‌اند « 7 » ، و من ترسان مىباشم كه ( f 34 b ) نبايد ترا از دهرسيه « 8 » نكبتى رسد ، يا بآسيب دام در قفص محنت گرفتار گردى ، و خلاص آن بر تو متعذر شود . داهر گفت : كه اگر چه جاى خوفست و ايمن نتوان بود ، فامّا برادر هم تنى است و مرا از وى گريزش نتواند بود كه آنچه فرمود باجابت متصل است ، و من به خدمت حاضر آيم . بايد كه مرا اعتماد افتد كه ايمن بگردم . پس راى « 9 » دهرسيه « 8 » سوگند نامهء بعهد وثيق بنوشت و گفت : من بجهة اعتماد تو تنها آيم ، و تو با حشم بيرون آئى تا ترا ببينم . هم برين پيمان « 10 » هر دو متفق شدند و ميعاد نهادند . چون روز ديگر قرص آفتاب گردون از مطالع شرق سر برآورد و عالم جامهء كحلى از دوش برانداخت ، دهرسيه « 8 » بر فيل نشست و بدروازهء غربى بارور درآمد « 11 » . كوتوال بداهر معتمدى فرستاد كه راى دهرسيه « 8 » بر در حصار « 12 » آمده است ، فرمان چيست ؟ « 13 »

--> ( 1 ) ب س : برهمن ( 2 ) پ س ك م : پادشاه ( 3 ) پ ك : گفت ( 4 ) پ : فعل ( 5 ) م : بر حصول ( 6 ) پ ك م : گفتند ( 7 ) پ ك م : آوردند ( 8 ) ب ح : دهرسين ؛ س : داهرسيه ( 9 ) پ س ك م : ملك ( 10 ) پ م : پيمانه ( 11 ) ب س ك م : در الور درآمد ( 12 ) م : بر در حصار شرقى الور ؛ پ ندارد : حصار ( 13 ) اين جمله در نسخه پ موجود نيست