علي بن حامد الكوفي

57

فتحنامه سند ( چچ نامه ) ( فارسى )

زيرا كه پنج چيز چون از مقام خود تحويل كند طراوت نپذيرد : اوّل ملك از پادشاه ، و دوم وزارت از وزير « 1 » ، و سيوم عالم از عمل « 2 » ، چهارم موى و دندان ، و پنجم سينه عورات « 3 » - چون از جاى خود بگذرد زيب ندهد . پادشاهان بجهة مملكت برادران و اقرباء را از جان مسلوب كنند « 4 » ، و إلّا از ولايت بيرون كنند ، و متصلان و متعلقان را در ملك مشاركة ( ص 50 ) و مداخلت روا ندارند . و چون پادشاه از مملكت خود عزلت پذيرد با عوام الناس متساوى ( f 30 b ) گردد . و چون منجمان چنين « 5 » حكم كردند ، اين خواهر مايين بزنى « 6 » در نكاح بايد آورد و با خود بر تخت ببايد نشاند ، و اگر چه از صحبت او مبرّا باشى اسم منكوحهء تو « 7 » باشد ، و مملكت بر تو ماند « 8 » . راى « 9 » داهر آن پانصد مرد تكر كه از خواصّ و معتقدان او بودند استدعا فرمود ، و گفت : مرا در كلِ احوال اعتقاد و اعتضاد بر كفايت و شهامت شما است ، و از مشاورت و مناصحت گزير « 10 » نيست ، و فرمان من در كلّ ممالك بالتجاء شما نافذ است . درين وقت منجمان چنين استخراج كردند كه مسمّاة « 11 » مايين « 12 » ازين حصار جائى ديگر نخواهد رفت ، و شوهر او كسى خواهد بود كه اين مملكت بيشتر در ضبط او خواهد بود : نبايد كه سلطنت از من تحويل افتد « 13 » ، اين معنى را راى بايد انديشيد ، و از مملكت بريدن كارى دشوار است ، و بدهيمن « 14 » وزير مصلحتى مىبيند كه آن عارى بزرگست و ناپسنديده ،

--> ( 1 ) پ ك م : وزير از وزارت ( 2 ) ب پ س ك : مريدان ؛ م دو قراءة دارد « علم » و « عمل » ( 3 ) س : عورتان ؛ ك : عورت ( 4 ) س : اقرباء را مصلوب كنند ( 5 ) پ س : اينچنين ( 6 ) ب س م : اين خواهر با هم زنى ؛ پ : مائى بزنى ( 7 ) پ ندارد : تو ( 8 ) پ : بر تو قرار ماند ( 9 ) پ ك م : شاه ( 10 ) ب : گريزش ؛ س : گريز ؛ م : گزيرش ( 11 ) پ ك ندارد : مسماة ( 12 ) ب س : بائى ؛ پ ك : مائى ( 13 ) ب س : در تحويل ديگران [ س : ديگر ] افتد ؛ م : اين سلطنت بتحويل ديگران افتد ( 14 ) ب س : برهمن