علي بن حامد الكوفي
52
فتحنامه سند ( چچ نامه ) ( فارسى )
رسول فرستادن سيهرس ( ! ) بنزديك داهرِ چچ « 1 » پس راسل « 2 » و برهاس رسول فرستادند ( f 27 b ) كه ما را اتفاق مراجعت مىباشد « 3 » ، با شما مىخواهيم كه عهد وثيق در ميان آريم ، و اين ولايت برقرار « 4 » بر تو ارزانى باشد ، و بعد از ملاقات باستظهار تمام داهر را باز گردانيم . داهر با پانصد « 5 » مرد قلب « 6 » اختيار با سلاح تمام از تكران معروف بيرون آمد ، تا عهد وثيق در ميان آرد ، و از جانبين مصالحة ظاهر گردد . و همگنان را از خواص خود گفت كه ما را جمله اعتضاد و اعتماد بر شهامت و حراست شما است ؛ همه را قوّت دل داد و بمواعيد خوب مستظهر گردانيد . و مىرفتند تا بر در سراى راسل بن چچ طلسم « 7 » رسيدند . پس راسل بفرمود تا ايشان را بر در باز دارند ، و حاجبى را بخواند و گفت كه با معتمدان و سيّافان فرود رو « 8 » و بگو كه تيغهاى شما نامدار است ، سلاح بالا فرستيد « 9 » تا يكى از شمشيرهاى شما اختيار كنم و نگاهدارم بيادگار « 10 » . پس چون همه اسلحه بدهند همه را دستگير كنيد « 11 » و الّا بكشيد . حاجب بر اين « 12 » عذر فرود آمد و زير طاقى باستاد ، و ( ص 30 ) سلاح از ايشان خواستن گرفت . ناگاه طاق فرود آمد و حاجب در زير طاق « 13 » بماند . شاه « 14 » راسل خود فرود آمد و همه را پيش خواند ، و از هر يكى سلاح مىخواست و مىنگريست . و پيش ايشان مىانداخت ، تا بداهر بن چچ رسيد . داهر را گفت كه تيغ خود به من ( f 28 a ) بنما . داهر گفت : اى ملك اين خنجر برادر من است ، از خود
--> ( 1 ) و كذا در جميع نسخ . بايد داهر چچ سهو باشد براى چندر ( 2 ) در جميع نسخ « راسل سيهرس نوشته » اگر چه قبل ازين اسم اين شخص نبرده . احتمال دارد كه اين شخص نواسهء چچ است چنان كه در فقره متقدم مذكور شد ( 3 ) مىنمايد كه يك جمله ازين جا ساقط شده است ( 4 ) پ : بقرار ( 5 ) پ : چند ( 6 ) س : قالب ( 7 ) ب پ ح س ك ندارد : بن چچ طلسم ( 8 ) م : آورد ( 9 ) پ : فرستند ( 10 ) ب س : و بيادگار بماند ؛ م : پيادگان ( 11 ) س : كرده بگيريد ( 12 ) ب پ س ك : آن ( 13 ) ب س ك م ندارد : طاق ( 14 ) ب س ندارد : شاه