علي بن حامد الكوفي

48

فتحنامه سند ( چچ نامه ) ( فارسى )

روى برين مملكت آرد معونت واجب دارند و قيام نمايند . پس كارها تمام كرد و مملكت مستقيم گشت ، و هر منازعى كه گردن كشى و تعنّد مىنمود بگروگانى واثق مىگردانيد ، و مثال « 1 » ايشان مقرر « 2 » و معين مىكرد تا كارها راست شد . عزم كردن راى چچ بكرمان « 3 » و روشن كردن حد مكران پس چچ چون « 4 » از مهمّات بپرداخت انديشهء حد كرمان بر خاطر او استيلاء يافت ، كه اين « 5 » نواحى با ملوك بلاد هند ضمّ بود ، آن را روشن كنم . و بر آن وقت « 6 » بعد از هجرت رسول صلّى اللّه عليه و سلّم و التحيّه « 7 » به دو سال « 8 » بود ، و بعد هلاكت كسرى بن هرمز ملك « 9 » فارس و پريشان شدن « 10 » ممالك ، چنان كه امور سلطنت بزنى رسيده بود . چچ را چون ازان حال معلوم شد ، باستعداد تمام روى ببلاد كرمان كرد « 11 » . پس بر مطالع « 12 » كه منجمان استخراج كرده بودند بجانب ارمابيل « 13 » روان شد . چون به ارمابيل رسيد « 14 » آن موضع سمنّى بدّه از آل « 15 » گماشتگان راى سيهرس « 16 » ملك هند كه ( f 26 a ) او را باخلاص و اختصاص بر كشيده بود ، « 17 » و آن بسبب تداول زمان مخالف شده بود « 17 » و از خدمت تمرّد نموده ، به استقبال راى چچ آمد . و چون بعهد و خلق دل او قرار گرفت ، و دوستى و مودّت و محبت در دل ايشان استحكام يافت ، از آنجا ببلاد مكران « 18 » روى نهاد . هركرا ديد « 19 » در « 20 » مطاوعت احتراز مىنمودند . چون از

--> ( 1 ) م : امتثال ( 2 ) ب پ س ك : مقرب ( 3 ) ب پ س ك : به طرف كرمان ( 4 ) پ ندارد : چون ( 5 ) پ : آن ( 6 ) پ س : و آن وقت ( 7 ) پ : رسول صلعم ( 8 ) پ : به دو ساله ( 9 ) م : بن ، كه ظاهرا سهو است ( 10 ) پ : پريشانى ( 11 ) پ : بكرمان نهاد ( 12 ) پ : به مطالع ( 13 ) ب پ س ك : ارمائيل ( 14 ) پ : رسيدند ؛ س : آمد ( 15 ) پ س : آن ( 16 ) ب : مهرس ؛ پ س : سهرس ( 17 - 17 ) اين جمله از نسخه پ ساقط شده است ( 18 ) س : كرمان ( 19 ) پ م : ديدند ( 20 ) س : از