علي بن حامد الكوفي

46

فتحنامه سند ( چچ نامه ) ( فارسى )

و مكروهى رسانند . چچ امروز صاحب دولتى است بزرگ . چچ گفت : طاعة بدّه فاضلتر و تعظيم داشتن بمداومة اين كار اوليتر . فامّا اگر حاجتى و التماسى دارى باز گوى تا در اتمام آن سعادت و تعظيم آن كرامت تقديم نمايم . ناسك گفت : مرا به تو هيچ حاجتى و التماسى دنياوى « 1 » نيست ، خداى ترا بمهمّات اخروى توفيق « 2 » دهد . چچ گفت كه التماس من « 3 » هم « 4 » آنست كه نجات و درجات « 5 » از جزاء آن تواند بود ، بفرماى تا در آن باب اعانتى واجب بينم ، و در آن شريك باشم . ناسك سمنى گفت : چون همّت تو بر امور خيرات و مزيد حسنات مقصور است ، بدّه نو وهار « 6 » تعبّدگاه قديم است ، و مدّتى است تا از تداول روزگار خللى در وى ظاهر شده « 7 » ، آن را مىبايد كه عمارت كرده شود . در تجديد بناء او از اموال خود صرف « 8 » كنى ، و ما را از تو در اين معنى استعانتى « 9 » تواند بود . چچ گفت « 10 » : سپاس دارم . بازگشتن چچ بجانب برهمناباد « 11 » پس چچ از آنجا سوار شد و بازگشت . وزير « 12 » گفت « 13 » : اى راى « 14 » عجبى ديدم . گفت : چه ديدى ؟ گفت : از آنجا عزم راى « 14 » مصمّم ( f 25 a ) بود كه ناسك را بفرمائى تا سيّافان « 15 » بكشند ، و چون در مواجهت او رسيدى « 16 » در طلب رضاى او آمدى ، و التماسات « 17 » او را باجابت مقرون گردانيدى . چچ گفت آرى ، من چيزى ديدم كه هرگز در وى سحر

--> ( 1 ) پ : دنيوى ( 2 ) پ افزايد : رفيق ( 3 ) ب س ك م : ما ( 4 ) ب س : نيز ( 5 ) م : درجات و نجات ( 6 ) ب س : بده نو وهار ساويد بدسى ؛ پ : بده نو وهار و نديسى ك : ساويد بد پس ؛ م : و نوهار سابده ( 7 ) پ افزايد : است ( 8 ) م : مصروف ( 9 ) م : استغنائى ( 10 ) س : فرمود ( 11 ) م افزايد : و گرفتن حصار ( 12 ) م : پس وزير ( 13 ) س : عرض كرد ( 14 ) پ س ك م : شاه ( 15 ) ك : سپاهان ( 16 ) م : در رسيدى ( 17 ) التماس