علي بن حامد الكوفي
24
فتحنامه سند ( چچ نامه ) ( فارسى )
اين وقت از جان و مال مسلوب گردانند . مرا تدبيرى روى مىدهد ، دانم ( ص 37 ) كه صواب آيد ، و امنيّت ما بقضاء كامل « 1 » رسد ، و اين مملكت به تو باز گردد ، كه راى من چنان اقتضا مىكند كه خداى تبارك و تعالى بهمّت ما اين مملكت در تحويل تو كند ، و اين عز و سلطنت بر تو « 2 » بماند ، و همگنان ترا مطاوعت كنند . چچ گفت : فرمان تو بر جان من « 3 » نافذ است ، و عين مصلحت آن باشد كه تو فرمائى . فامّا مشورت كردن با خدمت كاران مخلص فريضه است . ما را از اين ( f 13 b ) حال اعلام فرمائى . رانى سونهنديو گفت « 4 » بفرماى « 5 » تا پنجاه عدد بند و غلّ بسازند ، و بشب مخفى بياور « 6 » ، و درون پنهان خانه « 7 » مهيّا بنه « 8 » . چچ بفرمود تا بندهاى گران و زنجير بساختند ، و در پنهان خانه « 7 » بشبنگاه « 9 » در سراى آوردند و به طرفى استوار كردند . چون وقت راى « 10 » تنگ شد و بجان كندن رسيد ، اطبّاء برخاستند كه بروند . رانى سونهنديو گفت « 11 » : ساعتى در خانه بنشينيد . موكّلى را فرمود كه همه را در خانه كن « 12 » و در به بند « 13 » ، تا در شهر خبر نشود كه ساهسى بمرد . طائفه كه از تبع « 14 » من و تواند جمله را در سراى درآر « 15 » . پس همه اتباع خود را در سراى درآوردند « 15 » . پس گفت از آن جماعة كه قرابتيان « 16 » راى « 17 » اند و دعوى مملكت مىكنند ، ( و ) فلان فلان همه « 18 » را بتدريج « 19 » بخوان . برين نسق « 20 » هر يكى را مىآوردند ببهانه « 19 » آنكه راى « 17 » امروز بهتر است ، با تو مصلحت « 21 » دارد . چون حاضر مىآمدند « 22 » ،
--> ( 1 ) س : كار ( 2 ) پ : به تو ( 3 ) پ : ما ( 4 ) س : فرمود ( 5 ) ب : كه فرمائى ؛ س : كه بگو ( 6 ) ب پ س : بياورند ( 7 ) م ندارد : خانه ( 8 ) ب س : گذارند ( 9 ) ب س : شبانگاه ( 10 ) م : بر پادشاه ( 11 ) س : فرمود كه ( 12 ) پ : كنيد ( 13 ) پ : ببنديد ( 14 ) در جميع نسخ : تيغ ( 15 - 15 ) اين جمله در نسخ پ م موجود نيست ( 16 ) پ م : قرابتان ( 17 ) پ س ك م : شاه ( 18 ) م : هر ( 19 - 19 ) اين جمله در نسخه ك موجود نيست ( 20 ) س : بدين قسم ( 21 ) پ : مصالح ( 22 ) ب : شدند ؛ پ س ك : آوردند