علي بن حامد الكوفي
17
فتحنامه سند ( چچ نامه ) ( فارسى )
و او را حاجبى بود بانواع علم و اصناف حكم « 1 » متحلى . و فرمان او نافذ و مطلق بود ، چنانچه ( f 10 a ) هيچ آفريده در شغل او مداخلت و مزاحمت نداشت ، و ديوان انشاء هم بكفايت او مفوض بود ، و ساهسى راى « 2 » را هم اعتصام بر « 3 » قلم و بلاغت « 4 » او بود ، و از استصواب او نگذشتى . آمدن « 5 » چچ بن سيلائج به خدمت حاجب رام پس حاجب رام با بدهيمن « 6 » وزير در ديوان حاضر آمده بود ، كه برهمنى درآمد و آفرين كرد « 7 » ، و مدح « 8 » و ثنا بالفاظ خوب ادا كرد . حاجب رام از وى پرسيد « 9 » كه « 10 » برهمن از كجا وصول مىكند « 11 » و بچه مهمّ رنجه شده است « 12 » . برهمن گفت « 13 » كه نام من چچ بن سيلائج راهب است « 14 » ، و برادر من چندر و پدر من هم در مزارع « 15 » شهر ارور بكنشت تعبدگاه « 16 » مىباشند ، و دعاى ساهسى راى و حاجب رام مىكنند « 17 » ، و مرا اتفاق افتاده است كه « 18 » ملاقات حاجب رام كنم ، كه در فصاحت عنوان سعادتست و مفتاح عزت « 19 » ، تا خود را به خدمت او مستسعد « 20 » گردانم . حاجب رام گفت كه در فصاحت و بلاغت نطق تو كشاده است ، و از صناعت ( ص 32 ) ادب و براعت خط « 21 » نصيبى دارى « 22 » . چچ گفت « 23 » هر چهار
--> ( 1 ) م : حلم ( 2 ) پ : راى شاهسى ( 3 ) ب : به ( 4 ) پ : براعت ( 5 ) ب : رسيدن ؛ م : داهر بن ( 6 ) ب : برهمن ؛ ك : بدهن . نسخه ب در همه جاها « برهمن » نوشته . ( 7 ) ب ك : گفت ( 8 ) پ : آفرين و مدح گفت ( 9 ) پ : حاجب رام گفت ( 10 ) س افزايد : اى ( 11 ) س : مىكنى ( 12 ) س : قدم رنجه كردهء ( 13 ) س : عرض كرد ( 14 ) ل : راهبيم ؛ ب ندارد : راهب ؛ س : برهمن است ( 15 ) م : مزار ( 16 ) پ : بكشت در تعبدگاه ؛ م : بكشت بتعبدگاه ( 17 ) م : مىگويد ( 18 ) م افزايد : از ( 19 ) ب س : متعذر ؛ م : متعسر است ، و كلمه ؛ « عزت » را از بين برده ، و در نسخه پ حكّ شده است . ( 20 ) پ س ك م : مستعد ( 21 ) ك : و بلاغت خط ؛ س : ادب و بلاغت ؛ م ندارد : و براعت ( 22 ) ب : در فصاحت و بلاغت خط نصيبى دارى ( 23 ) س : عرض كرد