علي بن حامد الكوفي

14

فتحنامه سند ( چچ نامه ) ( فارسى )

مىآيد كه اگر بسبب آنچه طالع طبيعت داعى بمراد « 1 » نبود ، و قادح قريحت « 2 » بر استقرار نه ، سهوى و قصورى « 3 » مشاهده افتد بدين اعذار معذور دارند ، و عفو « 4 » را بر آن پوشاننده « 5 » كه هيچ مخلوقى را از وصول مشرع « 6 » و ورود منبع « 7 » النّسيان مركّب على الانسان چاره نبود . اگر تفصيل معاذير ] ( ص 13 ) . . . . . « 8 » بر حسب مقال بر شرح خوض « 9 » افتد « 10 » ، از هزار يكى و از بسيار اندكى وفا نكند . فامّا بر سبيل اضطرار نه از طريق اختيار عرضه داشت « 11 » تا بوسيلت اين « 12 » بضاعت مزجاة وجوه « 13 » درجات ميسّر گردد ، و به حضرت عالى لا زال عاليا تقرّب يابد ، و بقبول اقبال مشرف گردد ، و اين فتحنامه بر صحائف جرائد تا انصرام عالم باقى ماند - و اللّه ولىّ التّوفيق . آغاز كتاب از حكايت « 14 » راى داهر بن چچ بن سيلائج و هلاك شدن او بدست « 15 » محمد قاسم ثقفى رضى اللّه عنه « 16 » « 17 » بسم اللّه الرّحمن الرّحيم « 17 » راويان احاديث و مصنفان تواريخ چنين آورده‌اند كه « 18 » شهر ارور « 19 » كه دار الملك هند و سند است ، شهرى بود معظم ، آراسته بانواع قصر و راغ

--> ( 1 ) پ : بمراد داعى ( 2 ) پ : فارغ قديمت ؛ م : قديحت ( 3 ) پ م : تصوّرى ( 4 ) م : عضو ( 5 ) پ : پوشانيد ( 6 ) پ : شرع ؛ م : مشروع ( 7 ) م : منيع ( 8 ) قبل ازين فقره ذيل در جميع نسخ مندرج است كه بمضمون مقدم و مؤخر هيچ ربطى ندارد و نيز عبارتش مختل و ركيك است : و انصاف و معدلت سر [ ب : مشر پ : مسر ؛ ل : شر ] انّ اللّه [ حكمه ] بين العباد و ( للعباد ) فى الآخرة خير الزاد است . و احتمال دارد كه اين جمله بعد از كلمات « اول انصاف و معدلت » بر صفحه 12 سطر 16 آمده ( 9 ) پ : خواص ( 10 ) م : لافند ( 11 ) ب م : عرض افتاد ( 12 ) م : آن ( 13 ) و در جميع نسخ : وجود ( 14 ) ب س ك م ندارد : از حكايت ( 15 ) پ : از دست ( 16 ) پ ندارد : رضى اللّه عنه ( 17 - 17 ) فقط نسخه م اين جمله را دارد ( 18 ) م : در ( 19 ) اين قراءة نسخه پ است ، و ساير نسخ « الور » دارد .