علي بن حامد الكوفي
10
فتحنامه سند ( چچ نامه ) ( فارسى )
اسلافه « 1 » به حق محمّد و آله اجمعين ، كه در فصاحت كان فضل است ، و در ملاحت جان عقل است ، و در فنون علم و زهد « 2 » بىنظير و در صنوف « 3 » بلاغت بىظهير ديده شد « 4 » ، استخبار كرده آمد . و گفت : تاريخ اين فتح به خط آباء و اجداد ما بلغة حجازى در كتاب « 5 » مسطور است ، و از يكديگر ميراث شده « 6 » به ورثه مىرسد « 7 » ؛ فامّا چون در پردهء تازى و حجاب حجازى بود ، در ميان اهل عجم منتشر « 8 » نشد . ترجمه كتاب چون بنده را بر آن كتاب اطلاع افتاد ، كتابى بود بجواهر حكمت آراسته ، و بدرر موعظت پيراسته ، و اصناف شجاعت و مردانگى اهل عرب و شام در وى مبرهن « 9 » ، و انواع شهامت و فرزانگى در وى متمكن « 10 » . هر حصارى كه فتح شد از وى « 11 » فتوحى بود ، و شب كفر و ضلالت را صبوحى ؛ و هر نواحى كه در آن ايّام بعزّ « 12 » اسلام مشرف گشت « 13 » و مسلّم شد ، بمنابر و مساجد نورى گرفت ، و از عبّاد و زهّاد سرورى يافت ، و الى « 14 » يومنا هذا هر روز آن نواحى بجمال اسلام و ديانت و كمال علم و امانت ازدياد مىپذيرد « 15 » ، و هر دوران از بندگان دولت محمدى بر تخت مملكت و سلطنت استقامت مىيابد « 16 » ، تا به تجديد زنگ [ ص 11 ] ضلالت از روى آئينه اسلام ( f 7 b ) مىزدايد .
--> ( 1 ) م : اسلامه ( 2 ) ب س : فنون علوم فارسى ( 3 ) ب پ ك : صندوق ( 4 ) ب : بى عديل شده بود ( 5 ) پ : كتب ( 6 ) پ م ندارد : شده ( 7 ) ب س ك م : مىرسيد ( 8 ) م : در بيان اصل معيشت بر ( 9 ) پ اينجا كلمه « بود » دارد ( 10 ) ب س اينجا كلمه « بود » دارد ( 11 ) پ : در وى ( 12 ) ب : فرّ ( 13 ) م : گشتند ( 14 ) م : تا ؛ س : تا الى ( 15 ) س : پذيرفت ( 16 ) در جميع نسخ : يافت