علي بن حامد الكوفي
4
فتحنامه سند ( چچ نامه ) ( فارسى )
ذو الجلال مؤكّد بتوقيع طه ما أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقى اصدار افتاده است كه : اى « 1 » ماه شب چهارده « 2 » انبيا و رسل بوجود تو ختم است ، و ملتمسات اوهام تو « 3 » بدرگاه لا يزال مجيب « 4 » ، چندين رنج و جفا « 5 » بر خود چرا « 6 » اختيار « 7 » مىكنى ؛ ( f 4 a ) در التماس خود اشارت كن تا فرمان بشارت به تو رسانم . خواجهء طريقت و پيشواى راه « 8 » حقيقت سر درج فكرت « 9 » بگشاد و « 10 » نطق درربار « 11 » در بيان « 12 » آورد و گفت « 13 » : « يا أخى جبريل أ فلا أكون عبدا شكورا . » با اين همه مناقب كه « 14 » مراست ، نه آخر بندهام و بنده زادهام « 15 » . و از درگاه جلّت عظمته چند مثال « 16 » در حق محمد « 17 » صادر است : اوّل بر حكم بشارت « 18 » رحمت بعالميان بشارت كرد ، ( قوله تعالى ) وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعالَمِينَ . و جاى ديگر برسالت خود را « 19 » باصحاب « 20 » جلوه كرد مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذِينَ مَعَهُ الآية . و جاى ديگر خزانه نبوّت را بمسمار مهر « 21 » نبوة « 22 » و رسالت مستحكم فرمود « 23 » كه محمّد رسول اللّه
--> بقيه حاشيه صفحه 3 بنيان الرّبّ درشان اوست پوشانيد و لباس خلقت را مزيّن باعزاز ما خلقت الجنّ و الانس الّا ليعبدون ساخته و پرداخته كرد . براق مدح بميدان حمد او لنگ است . وصف ز تاريك سبا كرد ( ؟ ) رهى ستايش بيرون آمدن برو شكست . هر آنكه رفت از رهج هم نظاهر شد . رحيمي كه مژگان ( ؟ ) هند را به تشريف ايمان مشرف ساخته ، و كريمى كه منكران سند را بخلعت اسلام پرداخته ، عالم گمراه را بشعشعهء دين محمدى به خود خواند و چراغ هدايت در صدور عالميان منور و روشن ساخت . . . » ( 1 ) ب س ك : اين ( 2 ) م : چهاردهم ( 3 ) ك ندارد : تو ( 4 ) م : متحتّم محنت ( 5 ) پ : عنا ( 6 ) ب س ك : چرا بر خود ( 7 ) ب س : اعتبار ( 8 ) پ ك ندارد : راه ( 9 ) م ندارد : فكرت ( 10 ) ب س : فكرت را كشاده ( 11 ) م : در زبان ( 12 ) ب س ك م : ميان ( 13 ) ب س ك : فرمود ( 14 ) ك ندارد : كه ( 15 ) م : بنده وار زيم ( 16 ) م : امثال ( 17 ) م : من او ( 18 ) ك : اشارت ( 19 ) ك ندارد : را ( 20 ) م : باصحابه ( 21 ) ك : هنر ( 22 ) ك ندارد : نبوة ( 23 ) ب س : فرموده