بزرگ بن شهريار الرامهرمزي ( مترجم : محمد ملك زاده )

28

عجائب الهند بره وبحره ( عجايب هند ) ( فارسى )

كنند اهل محل خرطوم او را مانند اسلحه در جنگ‌ها به كار مىبرند ، اين سلاح از برنده‌ترين شمشيرها كارگرتر است . [ داستان شمارهء ] : 17 يكى از كشتىرانان معروف حكايتى را كه از يكى از شيوخ ناخدايان شنيده بود براى من چنين نقل كرد كه روزى آن ناخدا با كشتى خود از بندر سيراف خارج شد و مردى را بنا به سفارش و توصيهء اشخاص معتبرى همراه خود مىبرد ، اين مرد اغلب روزها با يكى از مسافران كشتى به نزاع برمىخاست و او را به تهمت‌هائى ناروا متهم مىساخت و در اين باب خيلى افراط مىكرد . مسافر بيچاره چون غريب بود و مدافعى نداشت در برابر آن مرد ساكت بود . يكى از روزها كه چند ساعتى از نزاع نگذشته بود ناگاه يك نوع ماهى كه آن را كنعده مىگفتند از دريا به سوى آن مرد منازع بيرون جست و با كلهء خود شكم او را دريد و از جانب ديگر خود را در آب دريا افكند و ناپديد شد . عمال كشتى نعش مرد را كفن كرده به دريا افكندند . [ داستان شمارهء ] : 18 دربارهء لاك‌پشت‌ها حكايات عجيب و جالبى شنيده‌ام كه بعضى از آن را عقل باور نمىكند ، از آن جمله ابو محمد حسن بن عمرو داستانى را كه از يكى از شيوخ دريانوردان شنيده بود چنين نقل كرد : هنگامى كه يك كشتى از سواحل هند به نقطه‌اى در همان نواحى مسافرت مىكرد چنان طوفانى برخاست كه كشتى از اختيار ناخدا خارج شد و از راه منحرف گشت و آسيب فراوان ديد به قسمى كه ناگزير از توقف شد تا به مرمت