بزرگ بن شهريار الرامهرمزي ( مترجم : محمد ملك زاده )

14

عجائب الهند بره وبحره ( عجايب هند ) ( فارسى )

[ داستان شمارهء ] : 13 دريانورد ديگرى براى من چنين حكايت كرد كه در نواحى يمن مشاهده كرده بود ماهى بزرگى كشتى او را در خط سيرى كه داشت همراهى مىكرد بدون اينكه لحظه‌اى از كشتى عقب بماند و يا از آن جلوتر برود و در مدت دو شب و يك روز كه كشتى متجاوز از 170 فرسخ راه پيموده بود لحظه‌اى از آن جدا نشد طول اين ماهى برابر بود با طول كشتى و طول كشتى نيز پنجاه ذراع بود ، هر ذراع مساوى است با طولى كه از زير بغل شروع و به سرانگشت وسطى منتهى گردد . از ناخدا پرسيدم چه چيز موجب مىشود كه ماهيان بدينگونه كشتىها را در مسافات زياد همراهى مىكنند ؟ گفت علل آن مختلف است ، گاهى ممكن است ماهىها به طمع گرفتن طعمه از كشتى با آن همراه مىشوند و يا آنكه قبلا با يك كشتى غرق شده تصادف كرده و از آن برخوردار شده‌اند و چون كشتى ديگرى را مىبينند به همان طمع با آن به راه مىافتند و در نتيجه به تعقيب كشتىها معتاد و حريص مىشوند . گاهى هم ماهىها كشتىاى را كه مىبينند از هيكل آن متعجب شده و آن را حيوانى گمان مىكنند كه نيمى از آن در آب و نيم ديگر در هواست و با اين گمان با كشتى مأنوس شده و مدت زيادى پهلو به پهلوى كشتى حركت مىكنند و چون خسته شدند كشتى را رها كرده به راه خود مىروند زيرا اين حيوان آن صبر و شكيبائى را كه در الاغ هست دارا نمىباشد . هنگامى كه سر كينه‌توزى و عناد با كشتى داشته باشد در لحظهء خستگى و عقب ماندن از كشتى با خشم زياد يك حملهء شديد به كشتى مىبرد اگر كشتى توانست فرار كند سالم مىماند و الا بايد به خدا پناه برد .