بزرگ بن شهريار الرامهرمزي ( مترجم : محمد ملك زاده )
125
عجائب الهند بره وبحره ( عجايب هند ) ( فارسى )
به مسلمانان غريب موقوف داريم ، و همين كار را هم كرد و تا امروز معمول است كه مسلمانان در نزد پادشاه بهر طريقى كه مايلند بنشينند ولى ديگران مكلفند به همان رسم سابق و به طريق برسيلا بنشينند و گرنه محكوم به اداء جريمه خواهند بود . [ داستان شمارهء ] : 105 در فصول پيش به زهاد و عباد هند اشاراتى شده است ، اينها چندين طايفهاند كه طايفهء بيكور يكى از آن طوايف مىباشد و اصل آنها از سرنديب است ، مسلمانان را خيلى دوست مىدارند و به آنها احترام مىگذارند اين طايفه در فصل تابستان لخت و پابرهنه زندگى مىكنند بعضى از آنان براى پوشانيدن عورت خود پارچهاى را به عرض چهار انگشت بوسيله ريسمانى به كمر خود مىبندند . در زمستان بدن خود را با پارچههاى حصيرى كه از الياف نباتى بافته شده مىپوشانند و برخى هم شلوارى كه از قطعات رنگارنگ وصله شده و جلب نظر مىكند مىپوشند ، بدنهاى خود را به خاكستر استخوان اموات هندى كه سوزانيده شدهاند آلوده مىسازند ، موى سر خود را مىتراشند و ريش و سبيل را مىزدايند اما موى زير بغل و موى عانه را نگاه مىدارند ، غالبا ناخنهاى خود را مىچينند و هريك نصف يك جمجمهء انسان را همراه داشته به منظور فروتنى و تعذيب نفس آن را بجاى ظرف غذاخورى و آشاميدنى به كار مىبرند . زمانى كه خبر ظهور پيغمبر اسلام ( ص ) به اهالى سرنديب و بلاد مجاور آن رسيد مرد دانائى را از ميان خود برگزيدند و به او سفارش كردند كه نزد پيغمبر اسلام برود و ببيند او كيست و چه دعوىاى دارد ،