بزرگ بن شهريار الرامهرمزي ( مترجم : محمد ملك زاده )
90
عجائب الهند بره وبحره ( عجايب هند ) ( فارسى )
گشودن جعبه و بازكردن گرههاى پارچهها شدم ، شاه و ملكه نزديك من ايستاده بودند و ملكه عجله داشت كه زود جعبه باز شود ، بالاخره مرواريد را بيرون آوردم و در برابر چشم آنها نگاه داشتم آنگاه تقديم نمودم . شاه و ملكه با كرنش و احترام زياد آن را گرفتند و مبلغ گزافى در ازاء آن به من عطا فرمودند . [ داستان شمارهء ] : 63 دريانوردان بدين داستان متفقند كه درياى بربرا كه هفتصد فرسنگ طول آن بوده و در راه كشور زنگ واقع است از خطرناكترين درياهاست . در يك جهت اين دريا جزاير بزرگى وجود دارد كه متعلق به زنگ مىباشد . بهطورى كه مىگويند جريان آب اين دريا خيلى تند است و كشتىهاى مسافرى آن را در مدت 6 يا 7 روز مىپيمايند . هنگامى كه يك كشتى گذارش به سواحل درياى بربرا بيفتد سياهپوستان آن سرزمين مردان كشتى را گرفته خايههاى آنها را مىكشند . بازرگانانى كه قصد مسافرت در اين دريا را داشته باشند براى حفظ جان خود از خطر زنگيان هريك به نسبت مقدار و اهميت كالاى خود عدهاى مستحفظ و مدافع با خود همراه مىبرند تا به چنگ زنگيان نيفتاده و اخته نشوند . هريك از جماعت زنگى براى جلب توجه همگنان و بروز رشادت و شجاعت خويش در ميان قبيله خايههائى كه از مسافرين دريا كشيده و بدست آورده است خشك كرده و نگاهدارى مىكند و هنگام تفاخر آنها را ارائه مىدهد ، زيرا هركس بيشتر غرباء بيچاره را اخته كرده باشد شجاعت او بيشتر است .