جعفر شهرى باف

233

طهران قديم ( فارسى )

بخور سم بز حشرات را ميگريزاند . خوردن سم سوخته بز نر با عسل بول در بستر را رفع مىكند . كشيدن زهرهء بز به چشم رفع تاريكى و پرده آمدن جلو چشم مىكند . ماليدن زهرهء بز به پا علاج داء الفيل ( پائى كه مثل پاى فيل كلفت شده باشد ) مىكند . زهرهء بز كوهى پادزهر ( بهترين دوا ) جميع سموم مىباشد . چون جگر بز سياه را ورقه كرده زهرهء او را با آن ماليده ، دار فلفل و زنجبيل سائيده بر او پاشيده كباب كنند و خوناب او را گرفته در چشم كشند شبكورى را رفع مىكند . چون كليهء ( قلوه ) او را شكافته گوگرد بر آن پاشيده كباب كنند و آب او را بر لك و پيس سياه بمالند آن را پاك و تميز مىكند . چون خايهء بز را شكافته ( زراوند ) و ( نطرون ) و ( زيره ) كوبيده بر او پاشيده خشك كنند ، خوردن يك مثقال ( 5 گرم ) كوبيدهء او با آب ، كرم معده را مفيد و لك‌هاى پوست را رفع و سرفه و درد جگر و درد مثانه را سودبخش و مداومت خوردن آن در تقويت باء عجيب الاثر مىباشد . خوردن خشك كردهء خايه او كه با ( بوره ) و پونه ترتيب داده باشند با سركه رنج طحال را رفع مىكند . چون بز چهار ساله را در اول فصل انگور كه تازه ميخواهد رنگ بگيرد ذبح كنند و خون وسط او را كه مقدارى از اولش رها كرده ، چيزى از آخرش گذاشته باشند در ظرف سنگى گرفته بعد از بسته شدن بر روى كاه يا غربال در سايه خشك كنند و بتدريج در دو سه روز هر بار قاشقى بخورند در ريختن سنگ كليه و مثانه بيمانند مىباشد . بستن پوست گرم سر بزغاله كه تازه ذبح كرده باشند بر سر بيمار سرسامى رفع رنج سرسام و علاج اختلاط و كندى ذهن مىكند . ضماد مغز سر او داراى رطوبت قوى و ملين دماغ و اعضاء سخت شده