جعفر شهرى باف
226
طهران قديم ( فارسى )
ماليدن آن بر زگيل جهت رفع آن مجرب مىباشد ، مخصوصا كه شب از پختهء آن بسته روز شسته روغن آن را بمالند . اگر آب پختهء بادنجان را با روغن تخم كتان بجوشانند و بمالند جهت درد شقاق ( ترك لب و مقعد ) و ورمهاى سفتشده و رفع فساد و آزارى كه بر دست و پا از سرمازدگى رسيده باشد بيمانند مىباشد . چون رسيدهء بادنجان را كه تخم او زرد شده باشد خوب بپزند و شب بگذارند و روز تخم او را كوبيده با موم و روغن بمالند ترك ميان انگشتان را در حال بر طرف نمايد . هرگاه بادنجان زرد شده را خالى كرده ميانش را روغن تخم كدو ريخته قريب يك روز كنار فر ، يا تنور گذارند و روغن را از او گرفته در گوش چكانند جهت درد آن سريع الاثر مىباشد . چون بادنجان و تمام آن را از گل و برگ و ساقه كه جوشانده صاف كنند و با روغن تخم كدو چندان بجوشانند تا آب آن تمام شده روغن بماند و بمالند جهت رفع رنج بواسير بيعديل مىباشد . بادنجان پخته كه بر سر بندند موى سر را سياه سازد و سرمهء برگ خشك او جهت رفع سفيدى و آبريزش چشم مفيد و جلاى باصره را زياد گرداند . باقلى علاج امراض : زردى رنگ ، بول و حيض ، حمل و آبستنى ، سقط جنين ، جوش و كورك ، خنازير ، ضربخوردگى با طبيعت اندك گرمى و خشكى ، ديرهضم كه زياد خوردن آن باعث زردى رخسار مىشود . خوردن باقلا بول و حيض بسته را گشوده جنين و حمل را مضر بوده آزار